بامداد زاگرس آنلاین - داریوش امامی : امروز شنبه نهم اسفند ماه ۱۴۰۴ است .همراه همسرم ،در حال دیدن اخبار ساعت ۱۴ در مورد جنگی بودیم،که از صبح امروز آغاز و ایران عزیز بار دیگر مورد حمله وحشیانه هواپیماهای اسراییل و آمریکا قرار گرفته و البته مطابق معمول خبر ها داغ اما در زر ورق های مختلف مصلحت و امنیت پیچانده شده بود.
در همین اثنا آیفون منزل بصدا در آمد .گوشی را برداشتم و تصویر پستچی را همراه با یک پاکت نامه ملاحظه و بلافاصله برای دریافت محموله پستی پایین رفتم و بعد از خوش و بش معمول پاکتی را بدستم داد و گفت مبارک باشه ،کارت ایثار است .پستچی خداحافظی کرد و من هم با یک حس خوب وارد خانه شدم.
همسرم پرسید.؛از کجاست؟گفتم :ظاهرا کارت ایثاره،برای من فرستادن.در حالی که انگار هر دو برای دیدن محتوا عجله داشتیم، درب پاکت را قیچی کردم .درون پاکت یک فقره کارت ایثار ، همراه با یک کارت تکریم ، به ضمیمه نامه ای با امضا رییس ستاد کل نیروها مسلح بود.
نامه با یک فونت ریز و پر از تعارفات معمول در یک صفحه A5 نوشته شده بود و برای خواندنش چشمانم را به عینک مسلح و بعد از نامه، اطلاعات روی کارت ایثار را خواندم.
مشخصات سجلی من بود و اینکه ۴۰۵ روز سابقه حضور در جبهه ذکر شده بود...
راستش را بگویم، ناخود آگاه همزمانی دریافت کارت ایثارم با شروع یک جنگ خانمانسوز دیگر حالم را بدتر کرد وآرام روی مبل نشستم ...
همسرم که متوجه حالم شد سوال کرد؛ تاریخ پایان خدمتت در جبهه کی بوده؟بلافاصله یادم آمد و گفتم هیجدم آبانماه ۱۳۶۰ و پس از کمی مکث و جمع و تفریق محاسباتی گفتم یعنی : ۴۴سال و سه ماه و نه روز پیش خدمت سربازی ام تمام شد.
و امروز در سن ۶۶ سالگی، همزمان با دریافت کارت ایثار، شاهد آغاز یک جنگ دیگر هستم .
در پایان این نوشتار لازم میدانم، از همه دست اندرکاران تهیه و تدارک این کارت ها که موجبات لبخندی هر چند کوتاه بر لبان کهنه سربازان را فراهم می کنند تشکر و قدردانی کنم.
نظرتان را درباره این مطلب بنویسید !
ارسال دیدگاه