بامداد زاگرس آنلاین -علی میرزا صالحی : در جام ۲۶ و در دور مقدماتی، اتفاقاتی در زمین و خارج از زمین برای فوتبال ایران رخ داد و بعضاً نتایجی رقم خورد که برای بسیاری از دوستداران فوتبال، باور پذیر نیست یا باور آن سخت است که پازلی تمام فوتبالی را حداقل برای ایران در جام ۲۶ تصور کنند
گویی ابر و باد و مه و خورشید و فلک... همه در کار شدند تا مانع صعود تیم ملی فوتبال ایران علی رغم همه شایستگی ها به مرحله حذفی شوند. و ایران صعودی تاریخی را تجربه نکند، از باخت های عجیب و غریب در برخی بازی های دور سوم، مساوی های عجیب تر و بردهایی که کمتر کسی حدس می زد... همه دست در دست هم دادند تا توپ گرد را از مسیر و چرخش عادی در یک فوتبال سالم و تمیز!!! خارج کنند... اینها را وقتی از منظر یک تماشاگر ایرانی و ایران دوست می بینی می توان انگ تعصب!!! بر آن زد ولی وقتی از نگاه کارشناسان فوتبالی غیر ایرانی! می شنوی که برخی از آنچه در این جام ها اتفاق افتاده و ما دیده ایم!!! می تواند غیر فوتبالی باشد... شاید پیش از هر داوری و تحلیلی، تأمل منصفانه، انتخاب درست تری باشد
در هنگامه تامل، تصویر امیر قلعه نویی در مقابل چشمان ما رژه می رود که بعد از سوت پایان بازی در بهتی عظیم و سکوتی به درازای تاریخ در خود فرو رفته بود و به همه ی ناکامی های این سرزمین در همه اعصار می اندیشید، در اشک های رامین که پرسش های بی پاسخش را پاسخ می داد و در رگ غیرت شجاع که چون آرش همه ی توان خود را برای سربلندی ایران و ایرانی، بکار گرفته بود، یکجا به نمایش در آمده است...
*زنده یاد دکتر صدر! نویسنده و از مفسران فوتبال مقیم انگلستان بود* ... گاهی که به ایران می آمد، به برنامه نود دعوت می شد ... شخصیتی دوست داشتنی که ادب و متانت او ویژگی برجسته ای از شخصیت او بود، بسیار با شور و حرارت حرف می زد فوتبال را عاشقانه دوست داشت و با اون اطلاعات وسیع فوتبالی و حرکات دستی که گویی سحری زمزمه می کرد مخاطبین خود را محو سخنان خود می نمود و به اعماق تاریخ فوتبال می برد... یک عاشق واقعی فوتبال که عاشقانه از فوتبال می گفت... چیزی جز صداقت از کلامش به مخاطب منتقل نمی شد... سیدی که نور صداقت از سر و روی او می بارید...*( روحش شاد)*
در یکی از برنامه های نود، بحث به فساد در فوتبال کشیده شد. از تبانی ها و پشت پرده های برخی قهرمانی در جام های جهانی سخن به میان آمد... و اینکه در جام های جهانی همه ی قهرمانی ها آن چیزی نبوده و نیست که ما در زمین فوتبال و قاب تلویزیون و تصاویر دیده ایم.... برخی جام ها پشت پرده های بسیاری داشته اند و نمونه هایی از آن بازگو شد... سخن که به اینجا رسید...
دکتر صدر با نگاهی ملتمسانه! همراه با یأسی به درازای عمر فوتبالی خود... رو به مجری کرد و گفت: عادل خان! خواهش می کنم، خواهش می کنم، ادامه ندهید...
گذار در همین بی خبری بمانیم
بگذار آن اتفاقات در پس پرده بماند، بگذار ما ندانیم که چه شد... وقتی ما با این فوتبال عمری زندگی کردیم، لذت بردیم، کیف کردیم و افتخار کردیم، بالا و پایین پریدیم. خاطرات بسیار از آن داریم، غم و شادی داریم. اشک شوق داریم، اشک حسرت از فرصت های از دست رفته داریم، *بگذار گذشته در گذشته مدفون باقی بماند* بیایید بگوییم فساد و تبانی دروغ است و این دروغ!!! را همین جا چال کنیم و به همه بگوییم فوتبال بی پرده است!!! پشت پرده ای وجود ندارد. فوتبال پاک است!! تا مردم از فوتبال همچون گذشته لذت ببرند...
اگه مردم بدانند پشت پرده خبرهایی هست، با یک عمر فوتبال آنها چه کنیم؟؟ پنجاه سال زندگی فوتبالی اونها بر باد می رود، شادی های آنها و همه ی افتخارات آنها... همه چیز بر باد میره... *پس بیا ادامه ندهیم نه بخاطر فوتبال بلکه به خاطر مردم سکوت کنیم...*
*وقتی پنجاه سال عمر فوتبالی را از یک عاشق فوتبال بگیری، چه چیزی از عمر اون فرد باقی می ماند؟* نه آقای فردوسی پور فوتبال یک رو بیشتر ندارد تنها همان است که مردم می بینند، و ما دیده ایم، فوتبال روی دیگری ندارد و همه این یک روی آن پاک است و تبانی هم به آن راهی ندارد... آری چه قدر گاهی نگفتن حکایت ها و اتفاقات از گفتن آنها شیرین تر، و شنیدنی تر!!! است.
اگرچه دفتر حکایت جام ۲۶ برای ایران بسته شد، اما کتاب غیرت ایرانی هنوز گشوده است. جام ها میآیند و میروند، نتایج در حافظه تاریخ کمرنگ میشود ولی آنچه میماند، یاد و خاطره ی مردانی است که تا آخرین نفس برای نام ایران و سرافرازی آن جنگیدند و تا ابد امید جاودانه است در جان هر ایرانی، امیدی که هیچ شکست و عدم موفقیتی توان خاموش کردن آن را ندارد
نظرتان را درباره این مطلب بنویسید !
ارسال دیدگاه