BAMDADZAGROSONLINE.IR
کد خبر : 516646
دوشنبه 19 مرداد 1405 ، 17:55

غیبت چنین دانشگاهی صرفاً یک خلأ آموزشی نیست، بلکه پیامی ضمنی به هویت فرهنگی خوزستان است: هویتی که در حوزه‌ی نفت و صنعت به‌رسمیت شناخته می‌شود، اما در حوزه‌ی هنر و روایت، هنوز نیازمند اثبات خویش است. تأسیس یک دانشگاه یا دانشکده‌ی تخصصی هنرهای نمایشی و سینمایی در اهواز، نه یک مطالبه‌ی صنفی، بلکه پیش‌

به گزارش بامداد زاگرس آنلاین : مهدی منصورنیسنده و کارگردان در یادداشتی نوشت : اهواز، به‌عنوان مرکز استان خوزستان، سال‌هاست میزبان نسلی از هنرمندان تئاتر و سینماست که با وجود کمبود شدید امکانات آموزشی رسمی، توانسته‌اند نام خود و منطقه را در جشنواره‌های ملی و بین‌المللی مطرح کنند. این واقعیت، به‌جای آن‌که دلیلی برای رضایت باشد، خود بزرگ‌ترین شاهد بر یک کاستی ساختاری است: نبود هیچ دانشگاه تخصصی هنرهای نمایشی یا سینمایی در این شهر. استعداد بدون نهاد رشد می‌کند، اما محدود و شکننده باقی می‌ماند؛ و همین شکنندگی، موضوع اصلی این نوشتار است.

نخستین دلیل منطقی برای این غیاب، سیاست تمرکزگرایی در نظام آموزش عالی هنر است. رشته‌های تخصصی سینما و تئاتر عمدتاً در تهران و چند کلان‌شهر متمرکز شده‌اند، در حالی‌که خوزستان با جمعیتی میلیونی و پیشینه‌ای غنی در تئاتر آیینی، نمایش‌های اقتباسی و سینمای مستند، از این ساختار کنار گذاشته شده است. این تمرکزگرایی صرفاً یک تصمیم اداری نیست؛ پیامدی مستقیم دارد: مهاجرت اجباری استعدادها به مراکز دیگر، که به‌نوبه‌ی خود سرمایه انسانی منطقه را تخلیه می‌کند.
دلیل دوم به نگاه ابزاری و کوتاه‌مدت به هنر در برنامه‌ریزی‌های منطقه‌ای بازمی‌گردد. در حالی‌که رشته‌های فنی و مهندسی به‌درستی گسترش یافته‌اند، هنرهای نمایشی همچنان «غیرضروری» تلقی می‌شوند؛ گویی نقش تئاتر و سینما در ساخت هویت فرهنگی، حافظه‌ی جمعی و حتی توسعه‌ی گردشگری فرهنگی، قابل چشم‌پوشی است. این نگاه، نتیجه‌ی مستقیم آن است که فارغ‌التحصیلان علاقه‌مند به این حوزه‌ها ناچارند رشته‌هایی نامرتبط بخوانند و مهارت عملی خود را از طریق کارگاه‌های پراکنده و خودآموزی کسب کنند؛ روندی که کیفیت و پیوستگی آموزش را به‌شدت کاهش می‌دهد.
سومین استدلال، به تناقضی آشکار در گفتمان رسمی مربوط می‌شود: از یک‌سو مقام‌ها و نهادهای فرهنگی از موفقیت هنرمندان خوزستانی در جشنواره‌های داخلی و خارجی تجلیل می‌کنند، از سوی دیگر، هیچ سرمایه‌گذاری بنیادین برای تربیت نسل بعدی این هنرمندان صورت نمی‌گیرد. این تناقض میان «افتخار به دستاورد» و «امتناع از سرمایه‌گذاری در زیرساخت» نشان می‌دهد که موفقیت‌های فعلی بیشتر محصول اراده‌ی فردی هنرمندان است تا نتیجه‌ی برنامه‌ریزی نهادی؛ و اتکا به اراده‌ی فردی، مدلی است که در درازمدت پایدار نخواهد ماند.
در نهایت،  غیبت  چنین دانشگاهی صرفاً یک خلأ آموزشی نیست، بلکه پیامی ضمنی به هویت فرهنگی خوزستان است: هویتی که در حوزه‌ی نفت و صنعت به‌رسمیت شناخته می‌شود، اما در حوزه‌ی هنر و روایت، هنوز نیازمند اثبات خویش است. تأسیس یک دانشگاه یا دانشکده‌ی تخصصی هنرهای نمایشی و سینمایی در اهواز، نه یک مطالبه‌ی صنفی، بلکه پیش‌شرطی برای تبدیل استعداد پراکنده به جریانی پایدار و قابل اتکا خواهد بود؛ جریانی که می‌تواند روایت جنوب ایران را از حاشیه به متن بیاورد.

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید !

ارسال دیدگاه
ارسال نظر
captcha
آخرین اخبار
ثبت جهانی ایذه از اهداف عالی و جمعی ماست.

ثبت جهانی ایذه از اهداف عالی و جمعی ماست.

معصومه رجبی زاده گفت ؛ انتظار میرود مدیریت ...
حضور دوباره  «اثر ایران» در شورای شهر ایذه

حضور دوباره «اثر ایران» در شورای شهر ایذه

چندی پیش خبری مبنی بر از بین رفتن اثر هنرمند ...
۷ آسمان و روز جهانی هنرمند

۷ آسمان و روز جهانی هنرمند

هنر کلید فهم زندگی است و در آن شوق ، شعف ...
بهار در ادب فارسی

بهار در ادب فارسی

منوچهری دامغانی بزرگترین شاعر طبیعت گرای ...