به گزارش بامداد زاگرس آنلاین: استاد داراب رئیسی شاعر برجسته بختیاری در ۳۰ مهرماه ۱۴۰۱ بر اثر بیماری درگذشت وی در قطعه نام آوران آرامستان شهرکرد خاکسپاری شد: داراب رئیسی بختیاری از شاعران معروف و نام آشنای بختیاری است که سالیان زیادی در عرصه شعر و ادب، قلم زده است. وی متولد سال ۱۳۳۰ در منطقه بیدکان بختیاری در استان چهارمحال بختیاری بخش لاران و مقیم شهر اصفهان است. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهرکرد به پایان رساند و به عنوان آموزگار عشایری وارد خدمت آموزش و پرورش گردید و همزمان مدرک کارشناسی علوم تربیتی را نیز اخذ نمود. داراب رئیسی در کنار بیش از ۳۰ سال خدمت در آموزش و پرورش استان چهارمحال بختیاری و آموزش و پرورش عشایر به فعالیت های فرهنگی و ادبی پرداخت و از سال ۱۳۴۸ سرودن شعر را آغاز نمود .
برخی سوابق فرهنگی وی:
ـ از اعضای هیات موسس انجمن شعر داراب افسر بختیاری اصفهان
ـ صاحب امتیاز و مدیر مسئول نشریه «کُهرنگ» ویژه تاریخ و فرهنگ بختیاری (که ازمهرماه سال ۱۳۸۳منتشر میشود)
ـ راه اندازی انتشارات ایل
ـ همکاری با مجله عشایری ذخائر انقلاب در دهه ۷۰ (سازمان امور عشایر ایران)
ـ مولف ۱۰ جلد کتاب در موضوعات شعر و ادب و فرهنگ بختیاری از جمله:
ـ مجموعه شعر گلبانگ بختیاری (۱۳۷۰)
ـ دوبیتی های بختیاری (۱۳۷۲)
ـ آوای ایل ، انتشارات گلبانگ ۱۳۷۲
ـ آوای ایل،شهرکرد، غزل اصفهان،۱۳۷۳ه ش.
ـ خوننامه علیداد رستم بختیاری، ۱۳۷۳ و….
اشعار:
تو واکوگ بهاری همنشینی/ ز ایما زیتر افتون ابینی
زلال چشمه سارون بهاری/ تو صحو دلنشین بی پسینی
روزگار بختیاری
بده دستت به دستم ای توچی خُومْ بریم وا یَکْ دیاربختیاری
بریم ز حُونـه ی سرد زمســتون بیــاریم نـو بهار بختیاری
به وینـیمْ که زمین و اَفْتَو و مَه هِدِنْ نقش و نگار بختیاری
صدای قَهْقَـهه شادی به یَشْـنیمْ ز کَوْگِ کوهسار بختیاری
بیاهیمْ هر دوتامون مال به َایْلاق به بازُفْـت و مُنارِ بختیاری
به چینیم هر دوتامون دونـه دونه به سی توشه کُنار بختیاری
ز او گَهْپونِ ریش اِسْبید به یَشْنیمْ گذشـت روزگار بختیاری
بِگُنْ ، سی مُـونْ پِیایَلْ وانَمِ دل ز فتح قنـدهـار بختیاری
ز رزم بــی اَمــونِ آعـلیــداد زجنگ نُه هزار بختیاری
ز جنگ شاه قاجار و اسد خُون ز عزم استوار بختیاری
ز استبداد و زمَحْمَدْ علی شاه ز رزم آشکار بختیاری
یَهَوْ آبیدْ استبدادِس و خُسْ اسیر و خوار و زارِبختیاری
بِگُنْ سی مون زدَوْرونِ رضاخان ز داغ ریشه دار بختیاری
ز خشم و کینه ی او وا عشایر ز رنج بی شمار بختیاری
ز قهروکینه ای خواست او دِرارِ خدا دونا دمار بختیاری
بِگُنْ در راه دین و حفظ قرآن خدا هَیْ بید یار بختیاری
بگن جون دادنِ درراهِ دین هِدْ همیشه افتخار بختیاری
بگن «داراب» هم وا دفتر دل نشستَیْ مِنْ گُدارِ بختیار
بهاریه
میون سنگر سرد زمستون دو چشم سر سرما تا خَو آبید
تمام لشکرس وا یک اشاره اسیر برق تیر افتو آبیـد
عروس کُه ز سر ورداشت چادر بهار آبید و دنیامـون نو آبید
ز سر تا چادر اسپید ورداشت دل عاشق به دیـدارس او آبید
پیایل پای نهادن سر به صحرا به عشق گل تیاسون بی خَو آبی
دواره قهقهه کَوگ بهاری یکی وا توف توف برفو آبید
چَویل و بِلهر و ریواس و هرکول صفا بخش هزارون اَو رَو آبید
دواره «دیمه و چلگرد و اردل» اسیر خشم تنـد سیلو آبید
چغاخور هم ز اشک شوق کلار چه گود گندمون پر ز مندو آبید
بهار آبید و بقالـون دنیا رونه هر یکی سی سور او آبید
حساو دفترانه تا واز کردن جهون در پیش چشم لر شَو آبید
یاد گَویل
باز ای دل میل صحرا ایکنه آه سردس یاد گرما ایکنه
پا نهاد مِن رِکاو آرزو باز یاد گویل و دا ایکنه
عُقدسه وایاد گویل ومال خوس من دیار بی کسی وا ایکنه
آخرس واردن من ایل و مال تَیْ همه،ای شهر رُسوا،ای کُنه
شهرِآهن، شهر دیـوار بلنــد کی دِلُمْ وا چینچی تا،ای کُنه
بهکه بددیده زای حُرجینِ سُهْرْ وَیْدِنِ مِنْ شهرِ حاشا، ای کُنه
آرمونچی شعر«داراب»خُمون روزوشوهَیْ مِنْ دلم جا،ای کنه
بخت به خَو
وُری اَیْ بَخْتْ۱ که دی دیر آبید ۲ اسبِ اقبالْ زُمینْ گیر آبید
عُمرْ رَهْد۳ و توهَنی۴ هم بِخَوی۵ روزگارُمْ ز تو دلگیر آبید
وُری اَیْ شُونِ۶ خَوالو۷ بِنِیَر۸ گَلِه گرگی۹ و بلاگیر آبید
وَنْده۱۰وا ور۱۱گلِه نِ۱۲گرگ ستم بختِ ای گَله سرازیر آبید
شیر کم شانس ندیدم۱۳چی۱۴خُمْ چکنم شیر دِیِهْ۱۵ پیر آبید
بسْکه کِپْنیم۱۶ و کشیدم آخر کُرِمِرْداسْ۱۷ سرم۱۸ شیر آبید
هو که۱۹ نَوْنِسْتْ۲۰ گِرِه۲۱چونِ۲۲ بدست سی مو۲۳ او دست به شمشیر آبید
وُری ای بخت که داراب دِیِه۲۴ زِخَوِتْ۲۵ مُرد و زجون۲۶ سیر آبید
—————————————–
۱ـ بیدار شو ای بخت ۲ـ که دیر شده است ۳ـ رفت ۴ـ و تو هنوز ۵ـ بخوابی ۶ـ چوپان ۷ـ خواب آلود ۸ـ نگاه کن ۹ـ گوسفندان دچار حمله شدند ۱۰ـانداخته ۱۱ـ در جلوی خود ۱۲ـ گله را ۱۳ـ ندیدم ۱۴ـ مثل خودم ۱۵ـ دیگر ۱۶- حرف را در دلم نگه داشتم ۱۷- پسر ۱۸- بر سر من ۱۹ـ او که ۲۰ـ نمی دانست ۲۱ـ بگیرد ۲۲ـ چوب را در دست ۲۳ـ برای من ۲۴ـ دیگر ۲۵ـ از خوابت ۲۶ـ از جان سیر شد
نظرتان را درباره این مطلب بنویسید !
ارسال دیدگاه