به گزارش بامداد زاگرس آنلاین : فرهاد آریا پور فریاد شاعر وفعال حوزه ی شعروادبیات در گفتگویی با اسدالله اسدی شاعروپژوهشگر خوزستانی به واکاوی سالها حضور ایشان در عرصه ادبیات پرداخته است . این گفتگو را در ادامه بخوانید :
پیرامون ادبیات سال ها به پژوهش پی ی چه انبانی هستید ؟
ما خوشبختانه دارای ادبیاتی هستیم بسیار پربار که هنوز نتوانسته ایم به همه ی زوایای آن بپردازیم و مورد نقد وبررسی موشکافانه قراردهیم. به راحتی در حد روخوانی و لذت های کلامی که از آن می گیریم از کنارش می گذریم و هنوز پی نبرده ایم که کلید همه ی مشکلات فرهنگی واجتماعی ما در آن نهفته است. این ادبیات گسترده آنچنان است که چیزی افزودن به آن بسیار سخت و تا حدودی به نظر می آید تکرار است. آنهم به بهترین شیوه ی ممکن و بسیار ظریف و علمی و همه جانبه. اما این نباید به مفهوم این باشد که دست روی دست گذاشت و فقط به وجود آن افتخار کرد بدون اینکه تلاشی در بکارگیری آن در زندگی و جامعه ی خود داشته باشیم. این بحث بسیار گسترده ای است و از توان کسی چون من مسلما بر نمی آید. ونیاز به بررسی های ژرف وگسترده ای دارد که باید توسط اساتید فن. ادبیان نامدار ادبیات و جامعه شناسان وبسیاری از افرادی که در حوزه ی ادبیات و تاثیر آن بر جوامع بشری فعال هستند مورد بررسی همه جانبه قرار گیرد. وعدم توجه به آن آسیب شناسی شود تا شوق نسل جوان جامعه به آن افزایش یابد و ریشه های خود را بتواند در آن جستجو کند. شما ومن و دیگر عزیزانی هم که دستی در شعر داریم و تجربه می کنیم بدون شک هدفمان تنها علاقمند کردن و هشدار دادن به نسل اکنون و آینده است تا غافل نشوند و غبار را از روی کتابخانه هایشان بزدایند و با مهر دست خود را با ادبیاتشان آشنا سازند و ذهن و اندیشه ی خود را از این گنج بی پایان هرچه بیشتر بارور سازند.
فرهنگ چیست در تعریف شما و نیوش ماچگونه است ؟
آنچه که از مفهوم فرهنگ در ذهن من میگذرد آگاهی به مجموعه ای از آداب وآیین و رفتارهایی است که انسان در گذر زمان ودر مسیر زندگی خود یافته و تجربه کرده و بکارگیری آن ها را در راستای زندگی فردی و اجتماعی برای بهتر زیستن و همگرایی با پیرامون خود تشخیص داده و با بهره گیری از آن ها در زیست و جغرافیاو خاستگاه خود به آن ها هویت بخشیده و با نهادینه کردن این روشها به نوعی دستور کار و روند زندگی مسالمت آمیزی را در کنار همنوعان بصورت مقررات زندگی در آورده است. وهمیشه سعی براین بوده وتلاش کرده است از پلیدی ها و آنچه که باعث نابسامانی در روند زندگی می شود دور و پاکیزه بماند. پاکیزگی هارا بگیرد و پلیدی ها را دور سازد ودر خود نپذیرد.پاسخ به پرسش بسیار گسترده می تواند باشد وزمان زیادی را می طلبد که به همین مختصر بسنده می کنم.
وزن در شعر کلاسیک به منش شعروپردازش رساندن ذهنیت موثرمی شود ونظم در همین باور از نثر جدامی شود لطفا دراین باب سخن بگویید؟
شعر کلاسیک همانگونه که اشاره فرمودید با همین حالت وخصیصه از نثر متمایز می شود وزن در این نوع شعر که ادبیات موزون ما را در بر میگیرد قرن هاست که در ذهن ایرانیان جای خودش را باز کرده و نشسته است و این آهنگین بودن بدلیل نقش موسیقی که از عناصر مورد علاقه و اقبال ایرانیان از دیر باز بوده است مورد استقبال مردم قرارگرفته و شاعران بنام این مرزوبوم نیز با بکارگیری اوزان عروضی زبیاترین اشعار را خلق کردند که شعر وادبیات ما تا ابد وامدار آنان خواهد بود. این شاهکار های زیبا در سبک خراسانی و سبک عراقی در اوج وبالندگی ویژه ی خود نه تنها موجب افتخار ایرانیان است بلکه ادبیات جهان را نیز تحت تاثیر قرار داده است. در واقع وزن در شعر کلاسیک را می توان به نوعی ترتیب ونظم و انسجام و دوری از گسیختگی کلام و ارایه بینش در قالب یک بیت با چند واژه ی محدود ودر عین حال منسجم وشسته رفته وخوش لحن وکامل به ذهن مخاطب انتقال دادن دانست که این هنر کمی نیست.
درمورد شاهنامه واین مثنوی ملی چگونه می اندیشید ؟
در موردش نمی اندیشم با آن زندگی می کنم. شاهنامه روح وشناسنامه ی ملی ماست. این اثر جاودانه ی حضرت فردوسی بزرگترین افتخار ادبی فرهنگی ایران است. زبان وهویت ایرانیان است. در ادبیات ما قله های بلندی سرافرازی می کنند که همه و هریک حتا به تنهایی موجب افتخار و سربلندی است ومن باور دارم که نباید و نمی شود با هم مقایسه شوند چون هریک از آنان بر ریشه ای قد بر افراشته است. گام نهادن بر دامنه های این قله ها افتخار هرکسی است که به فرهنگ و ادب این سرزمین عشق می ورزد و برای من هم اینگونه است. ولی شخصا فردوسی عزیز را چشم بیدارو رصدگاه ونگهبان این قله ها می بینم تاآنان را از گزند بادو باران در امان بدارد. از طرفی مثنوی شعر حماسی وداستانی ماست وروح ایرانیان با خوانش آن لطیف می شودواحساس نزدیکی کلامی با آن پیدا می کند .
و می بینم که در جامعه ی ادبی ودر بین مردم عادی همه به مثنوی علاقه ی بیشتری نشان میدهند و حتا هر ایرانی غیر شاعر هم براحتی قادر است چندبیت مثنوی بسراید. و همه ی این ذوق وعلاقه چیزی نیست به جز اینکه روح شاهنامه در نسل به نسل ایرانیان حلول کرده و می کند.وجانِ خرد را پیوسته و آهسته در روند زمان از نسلی به نسلی در ذهن وروان آنان جاری می کند و این هویت بخشیِ خود جوش ، در نهاد ایرانیت ریشه داشته و در حال گسترش یافتن وسترگی و پهناوری وبه توانِ اندیشگی پیش می رود.
ذهنیت شما درشعرکلاسیک تاریخی اسطوره ای است ووحدت اقوام را به هدف دارید،آیا این در شرایط امروز نیاز می شود؟
وحدت و همبستگی یک قوم و ملت شامل همه ی زمانهاست. اصولا بدون همبستگی هیچ ملتی نمی تواند کلیت خود را حفظ نماید. اما اینکه من در شعر کلاسیک با ذهنیتی تاریخی اسطوره ای بقول شما ایجاد و نگهداری وادامه ی چنین همبستگی رادر هدف دارم و این نیاز را خمیرمایه ی شعر کلاسیک خود قرار میدهم شاید برمی گردد به همان ابتدای پرسشتان. ذهنیت تاریخی اسطوره ای. همانگونه که میدانید ملت ایران رنگین کمانی است از اقوام مختلف که همیشه در طول تاریخ نگاهبان و جان بر کفان این سرزمین بوده اند و هستند. وهمین دایره های اقوام باعث میشد در کمترین زمان ممکن بیشترین همبستگی و آمادگی درصورت نیاز کشور به آن بوجود آید. نمونه های فراوان تاریخی زیاد است که نیاز به ذکر نیست. تنها برای نمونه انقلاب مشروطیت را اشاره میکنم. اما در هر شرایطی همبستگی همه مردم و هر کدام از کمان های قومی ایران را با هدف یکپارچگی و اتحاد با محوریت ملی میهنی لازم میدانم.والبته امیدوارم این پرسش وپاسخ برداشت قومگرایی در پی نداشته باشد. چراکه قومیت در چهارچوب ایران ودر میان بدنه ی جمعیتی ایران در ذهن وباور من مفهوم می یابد و عنصری از یکپارچگی و تمامیت ارضی ایران عزیزم. ودر شعر کلاسیک من نیز نگاه به قومیت خاصی نشده و همه ی اقوام بزرگ و میهن پرست را مورد خطاب و به همبستگی ملی فرا خوانده ام. شعر سپاس از فردوسی را گواه می گیرم.
شما برداشتی هم از شاهنامه دارید در این موردهم بگویید.
بله برداشتی کوتاه از دوره ی اساتیری در سه پرده انجام دادم. پرده ی اول درمورد دوره ی اساتیری شاهنامه است در حد وسع خودم همراه با شعرهای کلیدی و با هدف علاقه مندی نسل جوان به شاهنامه که اگر حوصله ی خواندن بیش از پنجاه هزار بیت را ندارند دست کم با کلیت این دوره آشنا شوند شاید ایجاد علاقه ای شود که به خود شاهنامه روی آورند و ارتباط برقرار کنند.
پرده دوم نموداری است از سلسله پادشاهی ایران در دوره ی اساتیری شاهنامه. وپرده ی سوم استخراج بیش از یکهزار نام ایرانی وپارسی است از متن شاهنامه ودر مقدمه هم توضیح داده ام که نسل کنونی ایران بدانند که نام زیبایشان بر زبان فردوسی رانده شده است. و این نام ها بواسطه ی خواندن شاهنامه توسط پیشینیان وزیبایی نام بر فرزندان آنها گذاشته شده است. نام هایی که امروزه به عنوان نام های جدید از آنها یاد می کنند.ولی دارای دیرینه ای ادبی وتاریخی هستند .زیبا ،خوش آوا و موسیقایی و بامفهوم .
چندسال است اثر تازه ای ازشما به چاپ نرسیده علت چیست؟
کتاب با زمزمه های مادری ام آخرین اثری است که در سال ۱۳۸۶چاپ شد. شاید اگر علتی را باید ذکر کرد گرانی چاپ ونشر باشد. از این تاریخ به بعد شعرهای سپید، وکلاسیک و همچنین شعرهای گویشی وترانه ها گهگاهی در روزنامه ها و اخیرا در فضای مجازی وسایت ها ، بعضی از آن ها منتشر شده است امیدوارم در آینده ای نزدیک موقعیت چاپ بدست آید.البته مجموعه ای با با نام ,, با جنوبم ,, شامل بیش از ۸۰ سروده ی سپید جهت چاپ آماده شده وهمانطور هم که میدانید مجوز چاپ هم گرفته شد و در همین مرحله مانده است و به جز آن فکر میکنم هشت جلد دیگر هم تقریبا جهت چاپ کار چندانی نداشته باشند شامل غزل های فارسی ,, شعرهای گویشی وترانه ها ، مثنوی های فارسی ، سروده های طنز وبداهه ، با اساتیر اسطوره ، و همچنین عروض وقافیه ، که گردآوری وساده نویسی شده است و سروده های سپید اخیر ، و دست نوشته های پراکنده وخاطرات وگفتگوها .
تحصیلات آکادمیک شما ریاضیات محض بود چگونه شد به ادبیات آمدید؟
ریاضیات در ذهنیت من ، رودخانه ی عاشقی بود کارون وار که پیچ وخم های مسیرش را عاشقانه می پیمود به هوای پیوستن به دریا ، ولی یکباره سد شد ومن خواسته ناخواسته به وادی شعرو ادبیات پرتاب شدم که این هم البته از دغدغه های دیگرمن هم بود .اما ،هم آن سد از یکطرف و هم آن پرتاب که از روی ذوق وخودآموزی به شعر پناه آورده بود بهر روی دیدن دریا وپیوستن به آن برایش میسر نشد
اهمیت چاپ کتاب در چیست ؟
اصولا بشر از زمانی که به نوشتن وخواندن دست یافت وآشنا شد وتوانست سنگ نبشته ها را بر روی پوست و سپس با اختراع کاغذ بروی آن بنویسد کتاب اهمیت وجایگاه وزین خود را پیدا کرد و مونس انسان هایی شد که خواندن ونوشتن میدانستند و کم کم فراگیر شد تا به عصر چاپ وانتشار رسید . از اینرو میتوان گفت حس وعلاقه ی انسان در طول این سابقه ی تاریخی یعنی از زمان دفترهای خطی تا دوره تحول و صنعت چاپ کتاب ریشه دار ست و به همین دلیل تا کنون هیچ وسیله دیگری حتا تکنولوژی و وسایل اینترنتی نتوانسته اند جای حضور فیزیکی خود کتاب را پر کنند . حتا می خواهم بگویم که زیراکس وکپی هم از یک کتاب نمی تواند مانند خواندن خود اصل کتاب برای خواننده خوشایند باشد .همانگونه که هنوز هم روزنامه جایگاه خود را حفظ کرده است و در سبد خرید روزانه ی کشورهای پیشرفته همیشه در کنار شیشه شیرشان وجود دارد. بهرحال کشورهای دارای تکنولوژی وصنعت قبل از دیگر کشورها به وسایل مدرن واز جمله اینترنت دست یافته اند با این همه کتاب و روزنامه را در برنامه ی خرید ومطالعاتی خود کنار نگذاشته اند و بخوبی به ارزش در دست گرفتن وحس کردن خود کتاب وروزنامه ومطالعه ی مستقیم آن بصورت فیزیکی کاملا آگاهی دارند . ازاین ها گذشته کتاب بدلیل نوشتن و چاپ و انتشار بنوعی منبع ومرجع می شود و دارای مهرو نشان است و مانند نوشته های اینترنتی قابل دستکاری وجعل و امکان کم وزیاد کردن در نوشته های آن نیست . بنابراین اهمیت چاپ کتاب بسیار مهم است که بصورت کوتاه بیان کردم .
سنجش ادبی در کارچاپ چه اندازه اهمیت دارد؟
در درجه ی نخست این خود نویسنده است که باید به کارادبی خود اهمیت بدهد و چیزی برای گفتن داشته باشد نوشتن وتکرار مطالبی که قبلا گفته شده نمی تواند اهمیت ویژه ای را ایجاد کند وبنوعی وقت تلف کردن است .متاسفانه این روزها هیچگونه سنجشی هم در کار نیست وکمتر شاهد یک اثر ادبی جاندار وپرمایه هستیم .نوعی تب وموج انتشار کتاب وجود دارد و هیچ کنترل کیفی هم دیده نمی شود و ناشرین بدون خواندن نوشته های دریافتی تنها به دلیل کسب در آمد اقدام به چاپ آن می کنند و کمتر ناشری پیدا میشود که اثری را به دلیل ضعف تالیف پس بزند .حتا مشاهده میشود به علت کم بودن نوشته در قدوقامت یک کتاب ، از قلم درشتر از حدمعمول وفاصله ی زیاد در سطر سعی می کنند یک مطلب چند صفحه ای را به شکل یک کتاب در بیاورند . در زمینه شعر هم متاسفانه همین روش اعمال می شود بطوریکه مجموعه هابی وارد بازار کتاب می شوند که تمامی سروده های آن بیش از دو سه صفحه هم نمی شود ولی باید در صفحات سفید آن بدنبال چند واژه بگردی . متاسفانه باید گفت در این مورد وضع بسیار نابسامان است و بیشتر به نوعی مسابقه شبیه است که چه کسی تعداد بیشتری کتاب چاپ شده دارد حالا اگر همه ی کتاب هایشان به لحاظ نوشتار به حد یک کتاب معمولی با صفحات محدود هم نرسد .
سروده ی نو دربازارنشرچگونه کارشناسی باید شود؟
در مورد سروده ی نو هم در بازار نشر فرق چندانی نه تنها به چشم نمی خورد بلکه به دلیل فرم وقالب وساختار این نوع شعر دقت بسیار کمتر از نوع کلاسیک است . اصولا ناشر قبل از چاپ هیچگونه نگرشی بر محتوای سفارش دریافتی خود ندارد ودر ضمن انتشاراتی ها هیچگونه همکاری با منتقدین شعر نو ندارد که بر اثر دریافتی آنها نظر بدهند. از سویی درک سروده های نو نیز در نگاه اول برای خود ناشر قابل درک نیست وبعلت گنگ بودن احتمالی سروده تصور می رود که ممکن است وی از درک آن ناتوان باشد و از سوی دیگر به لحاظ اقتصادی ناچار به چاپ است .لذا اینکه انتظار میرود که یک اثر اعم از نثر ونظم قبل از چاپ مورد بررسی کارشناسانه قرار بگیرد اتفاق نمی افتد مضافا براینکه گاهی شاعران شناخته شده هم مقدمه ای بر اینگونه آثار می نویسند که این هم خود داستان دیگری است .
می دانید هر اثری پس از تایید و دریافت مجوز چاپ که هیچ ربطی بلحاظ ادبی ندارد به ناشر می رسد وچاپ می شود .در حالیکه کوچکترین کارشناسی ادبی روی آن انجام شده باشد. حتا متاسفانه با واژه هایی برخورد می کنیم که دچار غلط های املایی هستند و مشخص است که اشتباه تایپی هم نشده است بلکه دقیقا چیزی است که نویسنده نوشته است .چرا که امروزه متن توسط نویسنده تهیه و بازنگری وصفحه بندی می شود وتحویل ناشر و نهایتا چاپخانه می شود .همه ی این موارد متاسفانه نوعی سردرگمی در شعر وچاپ وکتاب به همراه آورده و با توجه به عدم استقبال از کتاب و از جمله شعر در تیراژ بسیار کم در حد شناخت بین دوستان شاعر و دوستان علاقمند وفامیل ونهایتا همشهریان بچاپ می رسد و این هیچ کمکی به شعروادبیات نمی کند. واین واقعیت تلخی است که در حال حاضر وجود دارد .
نمایشگاههای کتاب درچه کارکردهایی بهترنشان دهنده ی جریان های ادبی می شوند؟
خوشبختانه صفحه ی کلک زبان مورد استقبال قرار گرفته و از اکثر استان های کشور و حتا خارج از کشور نیز شعر ارسال می کنند و امید است تا پایان سال طیف گسترده ای از این شاعران جوان معرفی شوند و در نهایت سروده هایشان در مجموعه ای بصورت کتاب نیز به چاپ برسد .با توجه به اینکه در هر هفته حدود ۲۰ شعر در این صفحه به چاپ می رسد تا پایان اسفند ماه سال جاری تعداد اشعار چاپ شده حدود ۸۰۰ قطعه شعر خواهد شد که تقربیا به همین تعداد از شاعران جوان و کمتر شناخته شامل خواهد بود و از این روی شخصا از این بابت راضی ام و امیدوارم کار مثبتی انجام شده باشد .
وقتی صحبت از نمایشگاهای کتاب می شود یعنی ارایه ی برآیند تمام فعالیت های ادبی ، اجتماعی وتاریخی ،وسیاسی و....که در طول یک سال گذشته وسال های پیش انجام شده وراهی بازار کتاب شده است .از تالیف تا ترجمه .
در گذشته و تا حدودی هم اکنون نیز بیشتر نام واعتبار انتشارات ، خوانندگان کتاب را بسوی خود می کشاند اما با زیاد شدن انتشارات و چاپ هرگونه کتابی از سوی آنان ، نمایشگاه های کتاب نیز خیلی جذابیت لازم را ندارند ضمن اینکه چاپ های جدید نیز با چاپ های گذشته بسیار متفاوت ودچار سانسورهای بی رویه شده اند ورغبتی به خرید نیست .ازاین گذشته اخیرا نیز به همین علت کتاب ها را با زر ورق بسته بندی می کنند تا خریدار بدون دیدن کیفیت وکمیت و بازبینی لحظه ای حتا اقدام به خریدن آن بکند . بهرحال در هنگام خرید کتاب خوانندگان حرفه ای کتاب ابتدا می خواهند منابع ورفرنس های کتاب را ملاحظه کنند وبعد کتاب را بخرند واینگونه بسته بندی کردن در واقع مانند هندوانه خریدن است . حال و روز نمایشگاه های کتاب متاسفانه اینگونه است وبدتر از این ها دکوری کردن وسنگین کردن آنها که از دور پیداست برای مطالعه کردن چاپ نشده تنها با جلد های فانتزی و زرق وبرق جهت قرار گرفتن در کتابخانه های خصوصی وخانگی که این روز ها هم به پذیرایی های منازل انتقال یافته است ، به قیمت های بسیار زیاد وخارج از توان بسیاری از کتاب خوان ها ،چاپ می شود . صرفا جهت خریدارانی که در برابر مهمانان مانند خودشان چشم وهمچشمی وابراز دانایی وآگاهی کاذب کنند .
آسیب شناسی نشر امروز را چگونه ارزیابی می کنید .؟
*پاسخ*: فکر میکنم تا حدودی در پاسخ به پرشس های قبل اشاره شده باشد .نشر بطور کلی هیچوقت بدون آسیب نبوده است اما در حال حاضر میشود گفت به شکلی است که به جای اینکه بخواهیم آسیب ها را از نشر خارج کنیم بهتر است بگوییم باید نشر را از میان آسیب ها خارج کنیم . آسیب هایی که به صنعت نشر وارد شده است به زودی از بین نمی رود . از مراکز مدیریتی گرفته تا چاپخانه وهرآنچه در این میانه وجود دارد هفت خوانی است ورستمی می خواهد . اهمیت نشر در هر جامعه ای آنچنان مهم است که باید به دقت ووسواس تمام مدیریت شود. نشر یعنی توزیع فرهنگ یک جامعه بنابراین اگر آسیب شناسی آن توسط مراکز مهم فرهنگی وآموزشی دلسوزانه بررسی وحل شود اثر آن نیز مستقیما در بخش فرهنگی هم تاثیرگذار خواهد بود .مگر نه اینکه نشر خوراک فرهنگی یک جامعه را تامین می کند .
اهمیت ویراستار درنشرراچگونه باید نشان داد؟
در واقع نویسنده به لحاظ ذهنی خالق است و اثری را خلق می کنند و مرتب ذهنش در گیر مسیر داستان و خلاقیت های خودش در فراز ونشیب های اثر است ودر هنگام نوشتن طبیعتا به تمام جملات نوشته شده بلحاظ دستورات زبانی دقت لازم را ندارد واز سویی اگر داستان ویا هر آنچه را که در دست تالیف دارد طولانی هم باشد معمولا فرصت بازنگری ممکنست نداشته باشد و اصولا حوصله ی دوباره خوانی را پیدا نکند از این گذشته ممکن است خودش نتواند کار ویراستاری را انجام دهد به همین روی هر نوشته وکتابی باید ویراستاری شود .تا نوشته ای شسته رفته و بدون جملات تکراری و توضیحات اضافی گردد . ودر واقع خلاصه نویسی ولب مطلب بطوری که به کلیت داستان وتالیف خدشه ای وارد نسازد از درون آن بیرون آید. تا متن کتاب منسجم وگیرا و یکدست گردد و این مهم بعهده ی ویراستار باید قرار گیرد.
به تازگی دبیری سرویس ادبی دو روزنامه ی چشم انداز روشن و آیینه ی تلاش را بعهده گرفته اید .صفحه ی کلک زبان ویژه ی شعر و صفحه ی کلک راستان ویژه ی داستان وهنر ، در این مورد نیز بگویید .
بله در واقع به پیشنهاد سردبیر این روزنامه ها واینکه جای شعر وداستان در آن ها خالی بود پذیرفتم و تا کنون نیز چند شماره به چاپ رسیده است .همانگونه که ملاحظه کردید سعی براین است که با چاپ سروده های شاعران جوان ، انگیزه ی بیشتری در آنان ایجاد شود و به همین دلیل هم بدون اینکه بخواهم سروده های دریافتی را گلچین وانتخاب کنم بهمان صورت چاپ می شوند البته شاعران نوپا و جوان را اگر لازم باشد راهنمایی می شوند و جهت تشویق بیشتر شعرشان در کنار شاعران حرفه ای و دارای نام وسابقه قرار می گیرد تا انگیزه ای باشد که بیشتر کار کنند وبخوانند و در واقع از اینکه سروده هایشان در صفحه ای چاپ می شوند که شاعران مطرح هم در آن هست ، احساس مسئولیت بیشتری بکنند و در آثار بعدی شان دقت و با علاقه وجدیت بیشتر به کشف وشهود بپردازند .امید می رود این روش در آینده ی شعری آنان موثر بیفتد و شاهد سروده های بسیار بهتر از این شاعران جوان باشیم .
نظرتان را درباره این مطلب بنویسید !
ارسال دیدگاه