*بامداد زاگرس آنلاین-زهرا موسیخانی:خلیج فارس، این پهنه آبی استراتژیک که همواره به نفت و گازش شناخته شده، امروز با بحرانی دستبهگریبان است که اگرچه در ظاهر آرام و بیصداست، اما میتواند آینده امنیت و ثبات منطقه را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد: بحران آب شیرین. کشورهای این حوزه، از ایران گرفته تا عربستان، قطر، امارات و کویت، همگی در اقلیمی خشک و نیمهخشک قرار دارند؛ جایی که میزان بارش سالانه بسیار کمتر از میانگین جهانی است و منابع آبی محدود، زیر فشار شدید جمعیت، توسعه و تغییرات اقلیمی رو به کاهشاند.
طبق آمارهای بینالمللی، بیش از ۸۱۱ میلیون نفر در جهان امروز با بحران کمآبی روبهرو هستند و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۵۰ این عدد به دو سوم جمعیت دنیا برسد. خلیج فارس، به دلیل موقعیت اقلیمی خاص و تراکم بالای جمعیت در شهرهای ساحلی، یکی از آسیبپذیرترین مناطق در برابر این روند است. کمبود منابع آب شیرین، در این منطقه تنها یک چالش زیستمحیطی نیست؛ بلکه تهدیدی مستقیم برای امنیت غذایی، اقتصادی و حتی سیاسی کشورها محسوب میشود.
عوامل متعددی دست به دست هم دادهاند تا این بحران به مرز هشدار برسد. افزایش جمعیت و رشد شهرنشینی در دهههای اخیر فشار بیسابقهای بر منابع آب وارد کرده است. آلودگی منابع موجود، بهویژه از طریق پسابهای صنعتی و کشاورزی و همچنین تخلیه آب شور و گرم حاصل از واحدهای آبشیرینکن به دریا، کیفیت آب را بهشدت کاهش داده است. مدیریت نادرست و تصمیمات یکجانبه در بهرهبرداری از منابع آبی مشترک نیز بر شدت مشکلات افزوده است. در بسیاری از موارد، کشورها بدون در نظر گرفتن اثرات زیستمحیطی یا حقوق دیگران، اقدام به پروژههای پرهزینه و بعضاً مخرب کردهاند که تعادل اکولوژیک منطقه را برهم زده است.
عربستانسعودی در حال حاضر بزرگترین واحدهای آب شیرین کن دنیا را دراختیار دارد
در دهه ۱۹۵۰ میلادی، بسیاری از کشورهای حوزه خلیج فارس با بهرهگیری از فناوریهای نمکزدایی و شیرینسازی آب دریا تلاش کردند بحران را مهار کنند. اما این راهکار هرگز یک درمان پایدار نبوده و هزینههای مالی و زیستمحیطی آن روزبهروز آشکارتر شده است. تلخابهای حاصل از فرایند شیرینسازی، که حاوی املاح و فلزات سنگیناند، به دریا بازمیگردند و حیات گونههای دریایی را تهدید میکنند. تغییرات اقلیمی نیز با افزایش دما و کاهش بارش، فشار مضاعفی بر منابع آبی وارد میکند و شرایط را برای آیندهای ناپایدارتر رقم میزند. این وضعیت پیامدهای امنیتی گستردهای دارد. رقابت بر سر منابع محدود آب شیرین، بهویژه منابع مشترک مانند رودخانهها و آبخوانهای مرزی، میتواند تنشهای سیاسی را تشدید کند.
فقدان یک نهاد حقوقی مشترک و نبود توافقنامههای چندجانبه الزامآور، فضای لازم برای سوءاستفاده و اقدامات یکجانبه را فراهم کرده است. تجربههای جهانی نشان میدهد که مناقشات آبی، اگر بهموقع مدیریت نشوند، میتوانند به بحرانهای دیپلماتیک و حتی درگیریهای نظامی منجر شوند. با این حال، بحران آب لزوماً محکوم به تبدیل شدن به یک عامل منازعه نیست. رویکرد دیپلماسی آب، که بر همکاری برد-برد، تسهیم عادلانه منابع و حفاظت از محیط زیست استوار است، میتواند این تهدید را به فرصتی برای همکاری منطقهای بدل کند.
در چارچوب نظریه لیبرالیسم، آب نه فقط بهعنوان منبعی برای رقابت، بلکه بهعنوان ابزاری برای ایجاد پروژههای مشترک و گسترش روابط بینالمللی دیده میشود. چنین رویکردی میتواند زمینهساز اعتمادسازی متقابل میان کشورهای حوزه خلیج فارس شود و از رهگذر آن، ثبات و امنیت بلندمدت منطقه را تضمین کند.
برای تحقق این هدف، چند گام ضروری به نظر میرسد: نخست، ایجاد سازوکارهای حقوقی مشترک میان کشورهای منطقه برای مدیریت منابع آبی و نظارت بر پروژههای بزرگ.
دوم، سرمایهگذاری مشترک در فناوریهای نوین کاهش مصرف و بازچرخانی آب، به جای تکیه صرف بر شیرینسازی پرهزینه. سوم، شفافیت و تبادل دادهها درباره وضعیت منابع آبی و آثار زیستمحیطی اقدامات هر کشور، که میتواند زمینهساز اعتماد متقابل شود.
و در نهایت، پیوند زدن موضوع آب به برنامههای توسعه پایدار، بهگونهای که حفظ محیط زیست و امنیت غذایی، همزمان با رشد اقتصادی دنبال شود.
کمآبی در خلیج فارس، امروز دیگر نه یک مسئله کمرنگ و پنهان، بلکه بحرانی آشکار و تعیینکننده است. نفت و گاز میتوانند منابع درآمدی را جابهجا کنند، اما آب است که بقا و زندگی را ممکن میسازد. آینده این منطقه وابسته به این است که آیا رهبرانش میتوانند بحران را به فرصتی برای همگرایی تبدیل کنند یا اجازه میدهند که آب، همانگونه که در تاریخ بارها رخ داده، به بهانهای برای مناقشه و بیثباتی بدل شود.
*کارشناس ارشد روابط بینالملل
نظرتان را درباره این مطلب بنویسید !
ارسال دیدگاه