این گزارش به مناسبت روز معلم و برای ادای احترام به آن دسته از آموزگارانی است که در شرایط دشوار و بحرانی، از مرزهای مدرسه فراتر رفتهاند؛ معلمانی که با عبور از ترس و دشواری، دانشآموزان را به خانههای خود پناه دادهاند تا در میان حصار بیامان جنگ، چراغ دانش را خاموش نکنند. از کسانی میگوییم که فراتر از نقش «معلم» رفتهاند تا در میانه آشوب، نسل آینده را از غرق شدن در جهل نجات دهند.
آنچه امروز در میان این ویرانیها و سختیها میگذرد، تنها یک فرآیند آموزشی ساده نیست؛ بلکه یک «مقاومت فرهنگی» است. معلمانی که دانشآموزان خود را در خانههایشان میپذیرند، تنها درس ریاضی یا ادبیات نمیدهند؛ آنها درس «ماندن»، «امید» و «زنده بودن» را میآموزند.

به گزارش ایسنا، زهرا مهشومی معلم کلاس اول دبستان دخترانه شاهد حریت در بهبهان و مدرس دورههای آموزش ضمن خدمت است؛ او ابتدا کارمند بهداشت بود، اما به تدریج متوجه شد به آموزش علاقمند است و به سمت آموزش تغییر مسیر داد و حالا ۱۵ سال است که در حال درس دادن به دانش آموزان است.
این معلم در مورد آموزش مجازی در شرایط جنگی کشور میگوید: با شروع آموزش مجازی متوجه شدم که بعضی از بچهها به خوبی درس را یاد نمیگیرند و این روش تدریس کافی نیست؛ بچهها همکاری خوبی با والدین خود نداشتند و برخی اوقات غیبت میکردند یا حاضر نبودند آموزشها را کامل بگذرانند.
وی میگوید: همچنین گاهی مادر یا پدر تکالیف دانش آموزان را انجام میدادند و محال بود دانشآموزی که کمی ضعیف است یک شبه کاملا تغییر کند.
او ادامه میدهد: با توجه به این شرایط علاوه بر آموزش مجازی، در منزل شخصی یکی از والدین و به صورت خودجوش، آموزش حضوری را شروع کردم؛ با آمدن بچهها به کلاس درس حتی روحیه دانشآموزانم تغییر کرد و از منزوی بودن خارج شدند.
مهشومی بیان میکند: آموزش حضوری بسیار متفاوت است؛ در مجازی شاید دو ساعت طول میکشید تا یک درس را یاد بگیرند اما در آموزش حضوری این زمان به نیم ساعت میرسید.
این معلم ادامه میدهد: اکنون بچهها همکاری خوبی دارند و تقریبا هر روز سر کلاس حاضر میشوند اما با این وجود روزانه آموزشهای مجازی را هم برگزار میکنم.
مهشومی میگوید: سعی میکنم علاوه بر آموزش درسها، نمایش گروهی و بازدید از مشاغل مختلف و کارخانهها را انجام بدهیم تا نه تنها درسهای تئوری بلکه آموزشها را به صورت عملی یاد بگیرند.
وی ادامه میدهد: آموزش مجازی رضایتبخش نیست اما سعی میکنیم کمترین آسیب به دانشآموزان وارد شود؛ از سوی دیگر درسنامه و تلویزیون تنها روی کاغذ و برای برنامهریزی است اما عمل به آن مهم است. بیشتر بچههایی که به آموزش مجازی دسترسی ندارند از نظر مالی ضعیف هستند و معمولا مادر هم توان آموزش دقیق را ندارد. در چنین خانوادهای کودکی که ساعت ۸ باید پای برنامه آموزشی تلویزیونی باشد، این آموزش را جدی نمیگیرد و فکر میکند پای دیدن برنامه کودک نشسته است.
این معلم میگوید: تلویزیون یا درسنامه برای دانشآموزی که بزرگتری برای کمک به آموزش ندارد، جواب نمیدهد و متاسفانه همان آسیب کرونا را میبینیم. بهترین راه این است که برای این دانشآموزان آموزش به صورت حضوری برگزار شود.

الهام پرستش معلم دبستان دخترانه فرشته در اهواز است. او چند سال است که معاون آموزشی مدرسه است اما آموزش به دانشآموزان مبتلا به سرطان و دانشآموزان بدسرپرست را در مدرسه انجام میدهد تا از درس عقب نیفتند.
او میگوید: وقتی بچههای بیمار، بیبضاعت یا بدسرپرست را میدیدم که چقدر از آموزش عقب افتادهاند و در شرایط مجازی نیز موبایل ندارند و نمیتوانند آموزش ببینند، تصمیم گرفتم که به آنها کمک کنم بنابراین به همکاران پیشنهاد دادم در زنگهایی که درس مهمی ندارند یا در اوقات فراغت، دانشآموزانشان را به من معرفی کنند و من در پنجشنبههای طرح حامی یا در این زنگها به آنها آموزش دهم.
این معلم ادامه میدهد: بسیاری از خانوادهها دنبال معلم خصوصی با نرخ پایین بودند اما من با هماهنگی با همکاران، آموزش به این دانشآموزان را شروع کردم و اکنون درسشان بسیار بهتر شده است و پیشرفت چشمگیری داشتهاند.
پرستش بیان میکند: مدرسه ما در یک منقطه محروم است و کمک به این دانشآموزان را وظیفه خود میدانم. این روزها که آموزش مجازی است، دانشآموزان تکالیف خود را برای من میفرستند تا درس را برای آنها توضیح بدهم. روزهایی هم که در مدرسه هستم، بچهها به مدرسه میآیند و اگر مشکلی داشته باشند، آنها را راهنمایی میکنم.
او که ارتباطی صمیمی با دانشآموزان دارد، میگوید: پدر بیشتر این دانشآموزان بیکار یا دارای اعتیاد است. یکی از دانشآموزان کلاس دوم ابتدایی به دلیل اعتیاد پدر، تاکنون حتی یک روز در کلاس مجازی شرکت نکرده است و با وجود پیگیریهای زیاد و اعلام آمادگی برای آموزش حضوری این دانشآموز در مدرسه اما خانواده میگویند که پدر دانشآموز اجازه نمیدهد که حتی این کودک به مدرسه بیاید.
او میگوید: مشکلات اجتماعی و اقتصادی گریبانگیر این بچهها شده است؛ بیشتر این دانشآموزان با خانواده پدری در یک منزل زندگی میکنند و جمعیت بالاست در نتیجه، این بچههای معصوم نمیتوانند به خوبی رشد کنند.
این معلم ادامه میدهد: ما کار معلمی را در راه خدا انجام میدهیم. حقوق پایین معلمان، امکانات ضعیف در مدرسه و کولرهای بسیار قدیمی و فرسوده و نداشتن امکانات ورزشی برخی از مشکلات ما هستند.
وی میگوید: این دانشآموزان دختر به مربی ورزش و امکانات ورزشی نیاز دارند اما فعلا چنین امکاناتی ندارند، به همین دلیل خودم با بچهها بازی و ورزش میکنم و سعی کردهام مدرسه پویا باشد. امیدواریم امکانات بیشتری به مدارس مناطق محروم داده شود و توجه بیشتری به دانشآموزان بیبضاعت داشته باشند تا حداقل نیازها برطرف شوند.
پرستش میگوید: ما دانشآموزی در مدرسه داریم که از صبح تا ظهر حتی یک لقمه غذا نمیخورد و وقتی جویای این مساله شدم، گفت پول نداشتیم و در خانه هم چیزی نداشتیم.
وی ادامه میدهد: وقتی وزیر آموزش و پرورش به خوزستان آمد، از دو مدرسه نورچشمی بازدید کرد و به مدارس کمبرخوردار نیامد تا مشکلات این دانشآموزان و معلمان را ببیند.

سجاد امامی مقدم نیز معلم پایه ششم دبستان پسرانه کامیاب بهبهان است. او از ضعیف شدن درس دانشآموزان در آموزش مجازی میگوید و برای اینکه دانش.آموزان عقب نیفتند، آموزش را در منزل شخصی خود آغاز کرده است.
این معلم میگوید: اتاق پذیرایی منزل پدرم را برای آموزش حضوری آماده کردم و تقریبا ۲۷ دنشآموز از ۳۴ دانشآموزم روزانه در کلاس حضور دارند. همه دانشآموزانم به آموزش مجازی دسترسی دارند اما هیچ وقت آموزش مجازی جای آموزش حضوری را نمیگیرد.
او که با علاقه خودش شغل معلمی را انتخاب کرده است و پنج سال است که آموزش میدهد، ادامه میدهد: وقتی دیدم در برخی نقاط معلمان آموزش در منزل خود را شروع کردهاند، با خود گفتم من هم برای دانشآموزانم این کار را انجام بدهم. در آموزش مجازی زرنگترین دانشآموزانم هم مشکل داشتند اما حالا یادگیری بسیار بهتر شده است.
این معلم می گوید: این کار را به صورت خودجوش و بدون هماهنگی با مدرسه یا آموزش و پرورش انجام دادم. تنها هدفم آموزش به بچهها است.
امامی عنوان می کند: همیشه برنامههای زیادی برای بچهها اجرا میکنم؛ همیشه اردوهای یک روزه، گیم نت، فوتبال، دورهمی و ... خارج از مدرسه برگزار میکنیم. من با بچهها دوست هستم و وقتی معلم دوست بچهها باشد، با اشتیاق به مدرسه میآیند و حتی دوست ندارند به خانه بروند. حتی دانشآموزان چند سال پیش هنوز با من ارتباط دارند و دوست هستیم.
او میگوید: با وجود حقوق پایین معلمان، آنها هیچ وقت کوتاهی نمیکنند و تمام وقت و زمان خود را برای آموزش میگذرانند.
به گزارش ایسنا، وقتی معلمی، دانشآموزی را که سرپرست و خانوادهای ندارد، به مسئولیت خود میپذیرد، در واقع دارد پیوند میان «دانش» و «انسانیت» را دوباره برقرار میکند. اینها همان کسانی هستند که ثابت میکنند علم، تنها در تالارهای مجلل شکوفا نمیشود، بلکه در اتاقهای کوچک خانهها و در قلبهای صبور کسانی که از خود گذشتهاند، ریشه میدواند.
نظرتان را درباره این مطلب بنویسید !
ارسال دیدگاه