به گزارش بامداد زاگرس آنلاین : محمد باقری روزنامه نگار در یادداشتی که در سایت رویش زاگرس منتشر کرده نوشته است : : پنجم خرداد، در تقویمِ صنعتِ جهان، روزی است که زمینِ «مسجدسلیمان» شکافت و تمدنی نوپا با طعم نفت در بخشی از جهان آغاز شد. در سال ۱۲۸۷ خورشیدی، متهی حفارانِ «دارسی» در «نمره یک-دره خِرسان»، نخستین چاه نفت خاورمیانه را به فوران واداشت تا چرخِ های کارخانههای غرب را روغن بزند. اما برای مردمانِ ایل بختیاری، این فورانِ سیاه، نه سرآغازِ رفاه، که آغازِ تقدیری دگرگونه بود.
پیش از طلوعِ چاهِ شماره یک، مسجدسلیمان عرصهی کوچ و زیستِ سلحشورانی بود که معیشتشان با طبیعت پیوند داشت. کشاورزی دیم و دامداری در مراتعِ بکرِ زاگرس، اگرچه سخت، اما متکی بر عزتِنفس و تکیه بر بازوانِ خود بود. آن ساختارِ سنتیِ ایل، نظامی خودکفا و در پیوند با اقلیم داشت. اما با ورودِ شرکت نفت، آن زیستبومِ معیشتی به حاشیه رانده شد؛ زمینها به خدمتِ استخراج درآمد و ایلوّندان، که دههها مالکِ بلامنازعِ این پهنه بودند، ناگهان به کارگرانِ ارزانقیمتی بدل شدند و در زمینهای خود، غریبه ماندند.
ثروتسوگوارانه باید گفت بعد از گذشت ۱۱۸ سال، مسجدسلیمان نه بهعنوان یک شهرِ توسعهیافته، که بهعنوان یک «معدنِ تخلیهشده» نگریسته می شود. ثروت از زیر پای مردم استخراج شد و تبعاتِ زیستمحیطیاش برای بومیان ماند؛ در حالی که ارزشِ افزودهی آن، شریانهای توسعه را در پایتخت و دیگر کلانشهرها فَربه کرد.
امروز مسجدسلیمان، شهری است با شناسنامهای تاریخی که در «اولینها» میدرخشد، اما در «برخورداری» به انزوا کشیده شده است. محرومیتِ این شهر، پارادوکسِ دردناکی است از ثروتمندترین خاکی که ساکنانش طعمِ این ثروت را تنها در آمارِ بیکاری و فقر و غیر بَرخوردار بودن چشیدهاند. سالگردِ ۵ خرداد، بیش از آنکه زمانِ جشن باشد، موسمِ پرسش است؛ پرسش از عدالتِ توزیعی در سرزمینی که نفتش، جهان را گرم کرد، اما تنِ سردِ مسجدسلیمان را به آتشی از حسرت و محرومیت سپرد.
نظرتان را درباره این مطلب بنویسید !
ارسال دیدگاه