بامداد زاگرس آنلاین - علی میرزا صالحی : بازنشستگان معظم و معززی که سی سال و گاه بیش از آن، از عمر گران مایه و جوانی خود را همچون چراغی فروزان در راه خدمت به این سرزمین و مردم آن، برافروختند و خود در آن سوختند!
و اکنون با قامتی خمیده از بار درد و رنج روزگار! راست قامتان واقعی این سرزمین اند. با چشمانی که تا آخرین رمق و توان برای بهتر دیدن وظایف و وفای به عهد، لحظه ای بر هم نیامدند و نیاسودند و امروز با عینکی که اقساط آن پرداخت نشده، دیدبان بیدار افق های دور دستی است برای اعتلای این سرزمین، در بهشت! رویاهای تحقق نیافته خود و با گوش جانی که در دوران خدمت به ارباب رجوع خود می سپرد و امروز با کمک سمعکی سوت زنان! که صدای جان خراشش به وضوح! به گوش می رسد... به انتظار شنیدن پاسخ آن شنیده های از دل و جان است.
و چقدر زود دیر شد خوشا آنانی که حسرت و ایکاش ایکاشی از دوران خدمت خود به دل ندارند و سرافرازانه و با افتخار به گذشته خود می نگرند...!!!
آری جامعهای که پیشکسوتان و بازنشستگان خود را به دست فراموشی میسپارد، به سان درختی میماند که ریشههای خویش را انکار میکند، گرچه شاید مدتی سبز و خُرّم جلوه گری نماید، اما از درون به سوی فرسودگی پیش میرود. زیرا هیچ جامعهای بدون حافظه تاریخی و بدون احترام به تجربههای انباشته شده خود در سینه بازنشستگانش، راهی به سوی بلوغ و پایداری، توسعه و پیشرفت پیدا نکرده و نخواهد کرد.
بازنشسته عزیزی که سی سال و گاه بیش آز آن، از جوانی خویش را در طبق اخلاص نهاده تا امروز شاهد باشیم جامعه از ثبات، امنیت، آموزش، سلامت و نظم بهرهمند است، شایسته کرامت و حرمت است هم در کلام و هم در رفتار و عملکردنباشد آن روزی که نگاه یا کلامی از سوی جامعه اعم از مردم و مسئولین، پیشکسوتی را رنجور ساخته و احساس بیاثری را در جان او روشن نماید، این ظلمی نابخشودنی است و از کوته فکری و کوته بینی کسانی است که ارزش تجربه را تنها در حضور اداری یا عنوان سازمانی جستجو میکنند. و فراموش می کنند که شأن انسان به میز و مقام نیست، به اثری است که در زندگی دیگران برجای نهاده است.
تجلیل و تکریم بازنشستگان سوای تعارفات اجتماعی یا آیین های تشریفاتی، ادای احترام به تاریخ خدمت صادقانه، پاسداشت وفاداری خالصانه و تکریم نسلی است که بهترین سالهای عمر خویش را برای آبادانی این سرزمین صرف کرده است. آنها سزاوار سپاس و ستایش اند، البته نه از سر ترحم، بلکه از سر عدالت و عظمتی که در سیمای یک بازنشسته به عنوان تاریخ زنده خدمتگزاری می بینیم و شاهد هستیم.
و چه زیباست آن جامعهای که پیش از آنکه پیشکسوتانش از میان بروند، در زمان حیاتشان قدردان آنان هستند و قدر آنان را می دانند، و لذت تکریم و احترام را در زنده بودنشان تقدیم نگاه مهربانشان می نمایند تا با تمام وجود بچشند شیرینی یک عمر تلاش خود را از زبان نسل جدید، و این سنت و میراث گران بهائی شود برای نسل های آینده.
شما بازنشسته گرامی، به این جامعه عزت بخشیدهاید و اکنون با گنجینه ای از تجربه و اوج قله کارآمدی این حق شماست که هر لحظه، نتیجه آن عزتمندی و محبت های بی غرض را به عنوان بازتاب تابی از دوران خدمت صادقانه، در نگاه و کلام دیگران ببینید.
نظرتان را درباره این مطلب بنویسید !
ارسال دیدگاه