بامداد زاگرس آنلاین - علی میرزا صالحی : امروز بستر مجازی یکی از اصلیترین میدانهای تعامل اجتماعی است و گفتگو به عنوان یک کنش عمومی و همگانی ابزاری است برای این تعامل در خصوص مسائل مختلف
در نگاه اول، این موضوع بسیار نوید بخش است، فضایی برای شنیدن صداهای متنوع، آزمودن اندیشههای نوین، آگاهی از تفکرات متفاوت
اما در همین فضا همه ما تجربه های زیسته تلخ زیادی هم داریم، دیده ایم که بسیاری از گفتگوها در همان گامهای نخست، از مدار احترام، استدلال و شنیدن به سرعت خارج و به میدان تخریب و خشونت کلامی تبدیل میگردند.
به نظر می رسد پشت این عدم ظرفیت برای گفتگو، عوامل دیگری باشند که گفتگوها را به سمت دلخواه خود می برند در این نوشتار در پی آنیم که با نگاهی ریشهای تر به این موضوع بنگریم:قبل از هر چیز باید به این پرسش پاسخ دهیم که:
گفتگو چیست؟ و گفتمان کدام است؟
این دو مفهوم متفاوت گاهی به اشتباه به جای هم بکار می روند برای تبیین این دو مفهوم لازم است تعاریفی از آنها ارائه شود.
در ساده ترین تعریف از گفتگو می توان گفت:گفتگو نوعی تعامل زبانی میان دو یا چند سوژه است که هدف از گفتگو رسیدن به فهم مشترک یا روشن شدن وجوه اختلافات است. ولی گفتگو تحت تأثیر گفتمانها شکل میگیرد
گفتمان چیست؟ گفتمانها، ساختار هایی از دانایی و قدرت هستند که تعیین میکنند در یک گفتگو چه چیزی گفته شود؟ چگونه گفته شود؟ و چه چیزهایی اصلاً گفته نشود و مجال ظهور نیابند.
در واقع گفتمان نظامی از معناست که فراتر از گفتگوهای فردی، ساختار ذهنی و زبانی یک جامعه را شکل میدهد. *گفتمان، شامل مفاهیم، پیشفرضها، ارزشها و زبان خاصی است که در مورد یک موضوع یا حوزه، در یک بافت تاریخی یا فرهنگی رایج و مقبول می افتد.
وقتی دو نفر در حال گفتگو دربارهی موضوعی مثل حجاب هستندگفتگوی آن دو تنها محصول دیدگاه دو شخص یا دو تربیت نیست، در واقع گفتگو در فضایی فراتر و در چارچوب یک گفتمانی شکل می گیرد مانند گفتمان دینی، سکولاریسم، فمینیسم، مدنی، یا سیاسی
آیا گفتمان ها دلیل شکست و انحراف در گفتگو هستند؟
آنچه در لایه پنهان و عمیقتر عمل کرده است نه از سوی دو یا چند نفر اعضاء گروه بوده بلکه درهم کوبیدن گفتگو به دست *دو گفتمانی صورت گرفته که رقیب یکدیگرند مثل گفتمان دینی در مقابل گفتمان سکولار که هیچ افق مشترکی اینها با هم ندارند. معمولاً اختلاف گفتگو به گفتمانهایی بر می گردد که نه تنها زبانشان با هم فرق دارد، بلکه دالهای بنیادین آنها مثل، آزادی، حیا، شأن زن، حقوق عمومی،اعتقادات، باورها و امثالهم نیز معانی متفاوت و گاهی متضاد دارند.
بنابراین ما ناخودآگاه در گفتگوها بواسطه ی باورهای خود یا همان گفتمان پذیرفته شده، کنترل و هدایت می شویم*
نا گفته پیداست که وقتی گفتمان ها نمیتوانند با هم گفتگو کنند، مفاهمه های عادی و گفتگوهای ساده نیز به نزاع و خشونت منجر می شوند.
باید یادآور شد که تاریخ اندیشه نشان میدهد بسیاری از گفتمانها در تعامل با یکدیگر دگرگون شدهاند. نباید تصور کرد که گفتمانها مانع گفتگو هستند، گاه خود محصول گفتگوهای طولانی تاریخیاند. تمدنها نیز از دل همین گفتگوها زاده شدهاند.
مشکل جایی است که گفتمانها از وجود یکدیگر آگاه نیستند و شناختی از هم وجود ندارد و هر دو خود را مالک تمام حقیقت می دانند، گفتگو به دشواری به تفاهم و نتیجه میرسد. مگر اینکه ما قدرت شکستن گفتمان و بازآفرینی و اصلاح آن را در خود داشته باشیم و این مهم با یک جمله قابل اصلاح است و آن اینکه: باور پیدا کنیم آنچه نزد من است همه حقیقت نمی باشد و من تنها بخشی از حقیقت را در اختیار دارم و آن هم ممکن است حقیقت نباشد...
راه برونرفت چیست؟ آگاهی گفتمانی، لازمه ی این برون رفت است زیرا تربیت گفتگویی و آداب گفتگو به تنها کافی نیست
آگاهی گفتمانی به ما میآموزد که بسیاری از درگیریها، حاصل بد فهمیهای ساده نیستند بلکه *حاصل دو جهاننگری متفاوت و دو دیدگاه متفاوت و دو زیست جهان متفاوت است* درک این تفاوت ها، گامی مهم به سوی تحمل تفاوت ها، تفکیک نقد از نفی و جلوگیری از شخصیسازی نزاع هاست.
انسانها همیشه با یکدیگر گفتگو نمیکنند، گاه این گفتمانها هستند که از زبان انسانها با هم سخن میگویند، نزاع میکنند، یا به صلح میرسند. فهم این حقیقت، نخستین گام برای تبدیل جدال به گفتگو است.
گفتگوی سازنده نیازمند تحلیل زمینه های گفتمانی و زیست جهان گفتمان های خاص در گفتگو است، تا هر کلامی در گفتگو، آغاز جنگ و جدالی تازه نباشد، بلکه تلاشی باشد برای فهم بهتر.
نظرتان را درباره این مطلب بنویسید !
ارسال دیدگاه