به گزارش بامداد زاگرس آنلاین : مهدی منصور، کارگردان خوزستانی ، در آستانهی ارائهی فیلم کوتاه جدید خود «ام سالم» قرار دارد؛ اثری دراماتیک و روانشناختی که به بازتاب جنگ بر حافظهی جمعی زن اهوازی میپردازد و نویسندگی آن را علی عبدالنبی الزیدی، نویسنده عراقی، بر عهده داشته است.
محور این اثر، شخصیت ام سالم است که با بازی ابتسام بغلانی به تصویر کشیده میشود؛ بازیای که گروه سازنده آن را «بازتابی صادقانه از فروپاشیِ روح در برابر بیمعنایی جنگ» توصیف کردهاند، در سفری روانی که واقعیت را با توهمِ جمعیِ ناشی از اندوهِ مزمن تلاقی میدهد.
کارگردانی این اثر را مهدی منصور بر عهده داشته و محمد باقر یونسینژاد در مقام تهیهکننده با او همکاری کرده است؛ مدیریت تصویربرداری، تدوین و صداگذاری عباس عفری طراحی گریم فاطیما حزباوی و مدیر صدابرداری را علیرضا نوذر پور انجام داده و موسیقی فیلم را جواد دریساوی ساخته است. عباس شرفی، محمد علی حزباوی، یوسف کعبی، علی عبیداوی، میثم باوی و حسین سیلاوی در نقشهای مکمل ایفای نقش کردهاند.
این فیلم بخشی از پروژهای بزرگتر است که سازندگانش از طریق آن میخواهند سینمای اهوازی را بهعنوان صدایی فرهنگی شایستهی توجه بینالمللی معرفی کنند، و توزیع آن را شرکت کارون پیکچرز بر عهده دارد.
گفتگو با کارگردان
چه چیزی شما را به انتخاب موضوع جنگ بینام بهعنوان پسزمینهی داستان ام سالم سوق داد؟
چون جنگی که نامی ندارد، صادقترین تجسمِ آن چیزی است که مادرانِ منطقهی ما زیستهاند: فقدانی بدون توضیح، غیابی بدون پیکر. خواستم درد را از بافتِ سیاسیِ مستقیمش آزاد کنم تا به هستهی برهنهی انسانیاش برسم.
چگونه بدون افتادن در کلیشه، با بازنماییِ بیماری روانی برخورد کردید؟
با احتیاطِ بسیار با این شخصیت برخورد کردیم، با مشاورهی منابع روانشناختی و بازبینیِ دقیق همراه با مشاورمان فاطیما حزباوی. نمیخواستیم «دیوانگی» را به تصویر بکشیم، بلکه میخواستیم سازوکارِ دفاعیِ روانی را نمایش دهیم که ذهن، هنگام امتناع از پذیرفتنِ از دست دادنِ کسی که دوستش دارد، به آن پناه میبرد.
از کار با ابتسام بغلانی در این نقشِ دشوار بگویید.
ابتسام بازی استثناییای ارائه داد؛ او توانست میان لحظاتِ سکوتِ سنگین و لحظاتِ فروپاشیِ صوتی با صداقتی ترسناک حرکت کند. او شریکِ واقعیِ ساختنِ شخصیت بود، نه صرفاً مجریِ متن.
چه چیزی این فیلم را از آثار پیشین دربارهی جنگ و فقدان متمایز میکند؟
این فیلم به دنبالِ تسلی نیست، بلکه بر لبهی زخم میایستد بدون آنکه آن را ببندد. این دعوتی است برای نگاه به مادر، نه بهعنوان نمادِ صبر، بلکه بهعنوان انسانی که بهآرامی در برابر چشمانِ اطرافیانش از هم میپاشد.
پیام شما برای تماشاگرانی که «ام سالم» را در جشنوارههای آینده خواهند دید چیست؟
آرزو دارم تماشاگر از سالن بیرون برود، در حالی که سؤالی با خود میبرد، نه پاسخی: چند مادرِ دیگر هماکنون با غیاب صحبت میکنند، و کسی صدایشان را نمیشنود؟
نظرتان را درباره این مطلب بنویسید !
ارسال دیدگاه