بامداد زاگرس آنلاین - عذرا هندالی : بعضی چیزها، قبل از اینکه تمام شوند، تمام شده اند.
مثل کتابی که هنوز چند صفحه اش مانده، اما دیگر شوقی برای ورق زدنش نیست.
مثل غروبی که هنوز آفتاب پیداست، اما شب از مدت ها قبل شروع شده.
شکست هم همیشه آخر راه اتفاق نمیافتد.
گاهی درست وسط امید، آرام آرام شکل میگیرد؛ جایی که هنوز لبخند میزنی، هنوز برنامه میریزی، هنوز میگویی «وقت هست» اما چیزی درونت، بی سروصدا، از ادامه دادن دست کشیده است.
عجیب است...
آدم بیشتر از آنکه از نرسیدن ضربه بخورد، از این میترسد که یک روز برسد و بفهمد دیگر چیزی برای رسیدن نمانده است.
شاید برای همین است که بعضی مقصدها، هرچه دورتر باشند، زنده ترند.
و بعضی مقصدها، درست همان لحظه که به آنها میرسی، از بین میروند.
شاید ارزش بعضی راه ها، به رفتنشان باشد، نه به رسیدنشان.
نظرتان را درباره این مطلب بنویسید !
ارسال دیدگاه