BAMDADZAGROSONLINE.IR
کد خبر : 516781
دوشنبه 6 مهر 1405 ، 18:27

آنچه که بیشتر از هر چیز به فرهنگ ما لطمه میزند ، تعصباتی هست که سالهاست از آن لطمه خورده ایم ، حال که دیگران متوجه شدند که در این دیار ظرفیتهای خوبی جهت ساخت آثار سینمایی وجود دارد و کسی هم نیست که از این ظرفیت‌ها استفاده کند

بامداد زاگرس آنلاین -  مجید سلیمانیان : چند وقتیست بزرگان و هنرمندان و اهل قلم و اندیشه ی قوم بختیاری ، اقدام به نوشتن نامه ها و طومارهای اعتراض آمیز نسبت به ساخت سریال در حال ساخت علی مردان نموده اند ، اگر چه این اعتراضات از جنبه هایی قابل درک است و قبلا هم چنین اعتراض‌هایی به ساخت فیلم بی بی مریم و فیلم ساخته نشده ی نرگس آبیار وجود داشته است ، اما این تناقضِ سکوت و اعتراض برای من کمی آزار دهنده است ، بسیاری از معترضان زمانی که در سکوت بودند در واقع یک خلاء فرهنگی بزرگی ایجاد کردند ، وبا ایجاد این خلاء به نوعی اجازه دادند که فضای روایتگری خالی بماند و دیگران که بیرون از این قوم هستند و با فضای فرهنگی حاکم بر این قوم آشنایی کامل نداشته اند ، وارد میدان شوند و اقدام به ساخت فیلم از شخصیت های سیاسی و مبارزاتی این قوم نمایند ، حال که این روایت تصویری ساخته شد و یا در حال ساخت است به چشم معترضان غیر قابل قبول جلوه مینماید ،

 

---
نرگس آبیار / کارگردان 

اگر نقدی و یا مشکلی در ساخت چنین فیلم‌هایی وجود دارد ، چرا خود معترضان اقدام به ساخت این آثار نکردند ؟  و به اعتقاد من این اعتراض علیه خودشان است که این خلاء را به وجود آوردند و تلنگریست برای برخاستن از  سکوتی بوده است که دهه ها در آن قرار داشته اند ،ودر فضای فرهنگی ما پدیده ای عجیب وجود دارد ، از این جهت که شخصیت های فرهنگی و ادبی و هنری یک قوم دهه ها در سکوت بودند و هرچند خیلی از این افرادی که معترض بودند به نوعی اعتبار خود را از آثار بصری و روایی گرفته اند ،  چرا سالها در سکوت بودند ؟ واکنون که به هر دلیل و انگیزه ای دیگران آستین بالا زده اند و ودر قالب کارهای سینمایی و نمایشی ، پیرامون شخصیتهای قومی در حال ساخت فیلم می باشند ، به یکباره مورد اعتراض هنرمندان همین قوم قرار میگیرند ، و این سکوت و کم کاری دردهه های گذشته از یک سو ، و اعتراضات از سوی دیگر ، یک تناقض آشکار و آزار دهنده بوجود آورده است ، و متاسفانه خیلی تلاش زیادی وجود نداشته است که با ظرافت و با نگاهی عمیق وبا یک  دقت پژوهشی از هویت قومی خودشان محتوایی را و زندگی شخصیتی را به تصویر بکشند .

 

 

در تمام دنیا اقتباس برای ساخت فیلمهای سینمایی وجود داشته است و امریست کاملا پذیرفته شده ، و در این اقتباس هرگز لازم نیست سازنده اهل همان کشور ویا منطقه باشد ، نگاه کنید به خیلی از کشورهایی که بر اساس رمان بینوایان اقدام به اقتباس و ساخت فیلم سینمایی کرده اند .همانگونه که قبلاً این اتفاق در همین جغرافیا رخ داده است و سه کارگردان بر اساس دو سناریو و اقتباس از یک داستان ، فیلمهایی ساخته اند ، و اگر اشتباه نکرده باشم هیچکدام از کارگردانها هم بختیاری نبودند یا حداقل در بین بختیاریها زندگی نکرده اند ، ودر این بین فقط فیلم نامه ( بانوی سردار ) برگرفته از کتاب بی بی مریم نوشته ی پریچهر سلطانی که بختیاری می باشد ، هست ، اما پرویز شیخ طادی آنرا کارگردانی کرده است ، واهل آبادان است و به احتمال زیاد در بین بختیاریها زندگی نکرده است ، و با همه ی کم و کاستی هایی که این سریال دارد اما نهایتا با نام ( بانوی سردار) ساخته شد ، واین مسیر برای ساختن فیلم پیرامون شخصیتهای قومی همچنان باز است و دیگران هم  از زوایای دیگری که از چشم پرویز شیخ طادی پنهان مانده است ، می‌توانند از نگاهی دیگر ،زندگی و مبارزات این بانوی بزرگ را به روایت و تصویر بکشند ،همینطور فیلم سینمایی موفق (شیر سنگی) که فیلم نامه و ساخت آن را مسعود جعفری جوزانی نوشته و کارگردانی کرده است و اصالتا اهل ملایر است ، و همچنین فیلم سینمایی ( مرگ پلنگ ) براساس داستانی که سید علی صالحی آن را  نوشته است و فریبرز صالح هم  کارگردانی کرده است و فیلم نسبتا موفقی هم در زمان خودش بوده ،فریبرز صالح در تهران به دنیا آمده و در تهران هم درگذشته است ، وبعید میدانم خیلی با فرهنگ ما هم آشنایی داشته است ، اصولاً سینما و کلا هنر جغرافیا ومرز نمی شناسند و میتواند بر هر سرزمینی پای بگذارد و هنر خود را ارائه نماید ، دو مثال دیگر ، هنوز دو اثر مهم در ارتباط با کوچ بختیاریها را دو غیر بختیاری ساختند ، یکی مستند کوچ با نام ( علف ) یا ( گراس) به کارگردانی مریان کوپر آمریکایی و دیگری مستند ( تاراز ) ساخته ی (فرهاد ورهرام) که هیچکدام بختیاری نبودند واز جمله ی بهترین مستندها در زمینه کوچ عشائر بختیاری می باشند ، و هرگز نمیتوان به آن ایراد گرفت که چرا اینها مستند از کوچ را ساختند ، اما اعتراض برای چه چیزی من نمی دانم ....

 

 

---

آنچه که بیشتر از هر چیز به فرهنگ ما لطمه میزند ، تعصباتی هست که سالهاست از آن لطمه خورده ایم ، حال که دیگران متوجه شدند که در این دیار ظرفیتهای خوبی جهت ساخت آثار سینمایی وجود دارد و کسی هم نیست که از این ظرفیت‌ها استفاده کند ، دیگران آمدند و آستین هنری خود را بالا زدند و اقدام به این مهم کردند ، اعتراض عده ای در این مسیر ، یک علامت سوال بزرگ در ذهنم ایجاد نموده است ، اگر چه در همان ابتدا عرض کردم که شاید از جنبه هایی این اعتراض ها قابل درک باشد ، اما نباید از یک واقعیت تلخ غافل شد ، و این اعتراض ها بیشتر از آنکه پاسخی به محتوای فیلم ها باشد ، بیشتر بازتابی از یک سکوت طولانی در گذشته می باشد ، وقتی هنرمندان جامعه ای و یا قومیتی خود را از جریان روایتگری سینما کنار میکشند ، در نهایت مجبور است با روایت‌هایی که نه توسط خودش ، بلکه توسط نگاه و دوربین دیگران ساخته شده است روبرو شود ....
و نهایتا این اعتراض به نوعی ، اعتراض به سکوت گذشته ایست که هنرمندان آن قوم سالها و دهه ها با این سکوت زندگی کرده اند .....

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید !

ارسال دیدگاه
ارسال نظر
captcha
آخرین اخبار
ثبت جهانی ایذه از اهداف عالی و جمعی ماست.

ثبت جهانی ایذه از اهداف عالی و جمعی ماست.

معصومه رجبی زاده گفت ؛ انتظار میرود مدیریت ...
حضور دوباره  «اثر ایران» در شورای شهر ایذه

حضور دوباره «اثر ایران» در شورای شهر ایذه

چندی پیش خبری مبنی بر از بین رفتن اثر هنرمند ...
۷ آسمان و روز جهانی هنرمند

۷ آسمان و روز جهانی هنرمند

هنر کلید فهم زندگی است و در آن شوق ، شعف ...
بهار در ادب فارسی

بهار در ادب فارسی

منوچهری دامغانی بزرگترین شاعر طبیعت گرای ...