بامداد زاگرس آنلاین - مجید سلیمانیان : چند وقتیست بزرگان و هنرمندان و اهل قلم و اندیشه ی قوم بختیاری ، اقدام به نوشتن نامه ها و طومارهای اعتراض آمیز نسبت به ساخت سریال در حال ساخت علی مردان نموده اند ، اگر چه این اعتراضات از جنبه هایی قابل درک است و قبلا هم چنین اعتراضهایی به ساخت فیلم بی بی مریم و فیلم ساخته نشده ی نرگس آبیار وجود داشته است ، اما این تناقضِ سکوت و اعتراض برای من کمی آزار دهنده است ، بسیاری از معترضان زمانی که در سکوت بودند در واقع یک خلاء فرهنگی بزرگی ایجاد کردند ، وبا ایجاد این خلاء به نوعی اجازه دادند که فضای روایتگری خالی بماند و دیگران که بیرون از این قوم هستند و با فضای فرهنگی حاکم بر این قوم آشنایی کامل نداشته اند ، وارد میدان شوند و اقدام به ساخت فیلم از شخصیت های سیاسی و مبارزاتی این قوم نمایند ، حال که این روایت تصویری ساخته شد و یا در حال ساخت است به چشم معترضان غیر قابل قبول جلوه مینماید ،
اگر نقدی و یا مشکلی در ساخت چنین فیلمهایی وجود دارد ، چرا خود معترضان اقدام به ساخت این آثار نکردند ؟ و به اعتقاد من این اعتراض علیه خودشان است که این خلاء را به وجود آوردند و تلنگریست برای برخاستن از سکوتی بوده است که دهه ها در آن قرار داشته اند ،ودر فضای فرهنگی ما پدیده ای عجیب وجود دارد ، از این جهت که شخصیت های فرهنگی و ادبی و هنری یک قوم دهه ها در سکوت بودند و هرچند خیلی از این افرادی که معترض بودند به نوعی اعتبار خود را از آثار بصری و روایی گرفته اند ، چرا سالها در سکوت بودند ؟ واکنون که به هر دلیل و انگیزه ای دیگران آستین بالا زده اند و ودر قالب کارهای سینمایی و نمایشی ، پیرامون شخصیتهای قومی در حال ساخت فیلم می باشند ، به یکباره مورد اعتراض هنرمندان همین قوم قرار میگیرند ، و این سکوت و کم کاری دردهه های گذشته از یک سو ، و اعتراضات از سوی دیگر ، یک تناقض آشکار و آزار دهنده بوجود آورده است ، و متاسفانه خیلی تلاش زیادی وجود نداشته است که با ظرافت و با نگاهی عمیق وبا یک دقت پژوهشی از هویت قومی خودشان محتوایی را و زندگی شخصیتی را به تصویر بکشند .
در تمام دنیا اقتباس برای ساخت فیلمهای سینمایی وجود داشته است و امریست کاملا پذیرفته شده ، و در این اقتباس هرگز لازم نیست سازنده اهل همان کشور ویا منطقه باشد ، نگاه کنید به خیلی از کشورهایی که بر اساس رمان بینوایان اقدام به اقتباس و ساخت فیلم سینمایی کرده اند .همانگونه که قبلاً این اتفاق در همین جغرافیا رخ داده است و سه کارگردان بر اساس دو سناریو و اقتباس از یک داستان ، فیلمهایی ساخته اند ، و اگر اشتباه نکرده باشم هیچکدام از کارگردانها هم بختیاری نبودند یا حداقل در بین بختیاریها زندگی نکرده اند ، ودر این بین فقط فیلم نامه ( بانوی سردار ) برگرفته از کتاب بی بی مریم نوشته ی پریچهر سلطانی که بختیاری می باشد ، هست ، اما پرویز شیخ طادی آنرا کارگردانی کرده است ، واهل آبادان است و به احتمال زیاد در بین بختیاریها زندگی نکرده است ، و با همه ی کم و کاستی هایی که این سریال دارد اما نهایتا با نام ( بانوی سردار) ساخته شد ، واین مسیر برای ساختن فیلم پیرامون شخصیتهای قومی همچنان باز است و دیگران هم از زوایای دیگری که از چشم پرویز شیخ طادی پنهان مانده است ، میتوانند از نگاهی دیگر ،زندگی و مبارزات این بانوی بزرگ را به روایت و تصویر بکشند ،همینطور فیلم سینمایی موفق (شیر سنگی) که فیلم نامه و ساخت آن را مسعود جعفری جوزانی نوشته و کارگردانی کرده است و اصالتا اهل ملایر است ، و همچنین فیلم سینمایی ( مرگ پلنگ ) براساس داستانی که سید علی صالحی آن را نوشته است و فریبرز صالح هم کارگردانی کرده است و فیلم نسبتا موفقی هم در زمان خودش بوده ،فریبرز صالح در تهران به دنیا آمده و در تهران هم درگذشته است ، وبعید میدانم خیلی با فرهنگ ما هم آشنایی داشته است ، اصولاً سینما و کلا هنر جغرافیا ومرز نمی شناسند و میتواند بر هر سرزمینی پای بگذارد و هنر خود را ارائه نماید ، دو مثال دیگر ، هنوز دو اثر مهم در ارتباط با کوچ بختیاریها را دو غیر بختیاری ساختند ، یکی مستند کوچ با نام ( علف ) یا ( گراس) به کارگردانی مریان کوپر آمریکایی و دیگری مستند ( تاراز ) ساخته ی (فرهاد ورهرام) که هیچکدام بختیاری نبودند واز جمله ی بهترین مستندها در زمینه کوچ عشائر بختیاری می باشند ، و هرگز نمیتوان به آن ایراد گرفت که چرا اینها مستند از کوچ را ساختند ، اما اعتراض برای چه چیزی من نمی دانم ....
آنچه که بیشتر از هر چیز به فرهنگ ما لطمه میزند ، تعصباتی هست که سالهاست از آن لطمه خورده ایم ، حال که دیگران متوجه شدند که در این دیار ظرفیتهای خوبی جهت ساخت آثار سینمایی وجود دارد و کسی هم نیست که از این ظرفیتها استفاده کند ، دیگران آمدند و آستین هنری خود را بالا زدند و اقدام به این مهم کردند ، اعتراض عده ای در این مسیر ، یک علامت سوال بزرگ در ذهنم ایجاد نموده است ، اگر چه در همان ابتدا عرض کردم که شاید از جنبه هایی این اعتراض ها قابل درک باشد ، اما نباید از یک واقعیت تلخ غافل شد ، و این اعتراض ها بیشتر از آنکه پاسخی به محتوای فیلم ها باشد ، بیشتر بازتابی از یک سکوت طولانی در گذشته می باشد ، وقتی هنرمندان جامعه ای و یا قومیتی خود را از جریان روایتگری سینما کنار میکشند ، در نهایت مجبور است با روایتهایی که نه توسط خودش ، بلکه توسط نگاه و دوربین دیگران ساخته شده است روبرو شود ....
و نهایتا این اعتراض به نوعی ، اعتراض به سکوت گذشته ایست که هنرمندان آن قوم سالها و دهه ها با این سکوت زندگی کرده اند .....
نظرتان را درباره این مطلب بنویسید !
ارسال دیدگاه