۴۴سال و سه ماه و نه روز پیش!
نامه با یک فونت ریز و پر از تعارفات معمول در یک صفحه A5 نوشته شده بود و برای خواندنش چشمانم را به عینک مسلح و بعد از نامه، اطلاعات روی کارت ایثار را خواندم.
گفتنی ها را باید گفت شاید....
همزمان با دوستم حمید در مورد این بینظمی دکه داران و بی توجهی مسئولان اعم از ماموران راهنمایی رانندگی و شهرداری گفتگو میکردیم .آقا حمید توضیحاتی در مورد پائین تر بودن قیمت های این دکه داران میداد و من هم از نادیده گرفتن حقوق بقیه مسافران و ماشینهای گذری که بابت همین بی توجهی ها ،وقتشان تلف میشود
این یک قصه نیست
متاسفانه در دهه های گذشته که بیشتر روستاییان بدلیل مشکلات از جمله نبود آب، برق،جاده ،بهداشت،مدرسه و... مجبور به ترک خانه و کاشانه و ملک و مال خود شده و بخاطر گذران زندگی به شهر های اطراف مهاجرت کردند و روستاها خلوت شدند