به گزارش بامداد زاگرس آنلاین :مهستا هفت شایجانی کارشناس علوم تربیتی در یادداشتی نوشت :اپیدمی کرونا در جهان و به تبع در ایران آغازی بود بر یک پارادایم آموزشی نوظهور به نام آموزش در بستر مجازی. در سال های اخیربواسطه تعطیلات بی ضابطه به دلایل مختلف از آلودگی هوا گرفته تا گرما و تعطیلات تابستانه مدارس یک پرسش جدی در فضای خانوادهها پررنگ میشود.
با اوقات فراغت فرزندان خود چه کنیم؟
در سالهای نه چندان دور، نگاه غالب در بسیاری از خانوادهها بر محدودسازی یا حذف بازیهای رایانهای استوار بوده است؛ گویی این بازیها رقیبی برای مطالعه، ورزش یا تعاملات خانوادگی محسوب میشوند. اما پژوهش های کارشناسان علوم تربیتی و واقعیتهای امروز نشان میدهد که این نگاه نیازمند بازنگری جدی است.
کودکان و نوجوانان در جهان امروز در بستر فناوری رشد میکنند؛ جهانی که در آن مرز میان یادگیری، سرگرمی و تعامل دیجیتال بهشدت کمرنگ شده است. از این رو، دیگر نمیتوان مسئله بازیهای کامپیوتری را صرفاً در قالب «مجاز یا غیرمجاز» تحلیل کرد، بلکه باید آن را در چارچوب «نحوه استفاده، نوع محتوا و میزان همراهی تربیتی» بررسی کرد.
بخشی از بازیهای رایانهای، بهویژه بازیهای مبتنی بر حل مسئله، ساختوساز و تصمیمگیری، میتوانند زمینههایی برای پرورش خلاقیت، تقویت مهارت حل مسئله و افزایش قدرت پیشبینی در کودکان فراهم کنند. در این نوع تجربهها، کودک تنها مصرفکننده محتوا نیست، بلکه در موقعیت انتخاب، آزمون و خطا و طراحی راهحل قرار میگیرد؛ فرآیندی که از منظر تربیتی قابل توجه است.
در طول دوران کاری و بر اساس تجربه کار با خانوادهها، بویژه در مناطق کم برخوردار، مشاهده کردهام که نوع مواجهه والدین با بازیهای دیجیتال، تأثیر بسیار بیشتری از خودِ بازیها بر رفتار کودک دارد. منع مطلق یا رهاسازی کامل، هر دو میتوانند به شکلگیری الگوهای رفتاری نامتعادل منجر شوند. آنچه در عمل نتیجهبخشتر بوده، ایجاد چارچوبهای روشن همراه با گفتوگو و مشارکت والدین است.
از سوی دیگر، در سالهای اخیر و در طول تدریس در گفتگو با والدین دانش آموزان، این نکته بهوضوح دیده میشود که تعطیلات طولانی مدارس در ایران—که به دلایل مختلف ساختاری و آموزشی شکل گرفته—میتواند به کاهش تداوم یادگیری و فاصله گرفتن دانشآموز از فضای آموزش رسمی منجر شود. در چنین شرایطی، ارتباط مستقیم معلم و دانشآموز که نقش اساسی در تثبیت یادگیری دارد، کمرنگتر شده و بخشی از مسئولیت تربیتی و آموزشی به ناچار به خانواده منتقل میشود. بنابراین خانوادهها در این بازه زمانی، نقشی فراتر از مراقبت صرف پیدا میکنند و به نوعی «همراه فرآیند یادگیری» تبدیل میشوند.
اگر این دوره بدون برنامهریزی هدفمند مدیریت شود، کودک بهطور طبیعی به سمت سرگرمیهای سریعالوصول و کمهزینه، از جمله استفاده افراطی از بازیهای دیجیتال سوق پیدا میکند. در مقابل، زمانی که خانواده بتواند میان بازی، مطالعه، فعالیت بدنی و تعاملات اجتماعی تعادل ایجاد کند، همین تعطیلات میتواند به فرصتی برای رشد مهارتهای فردی و تقویت خلاقیت تبدیل شود.
نکته مهم دیگر آن است که کودکان بیش از آنکه از توصیههای مستقیم تأثیر بپذیرند، از الگوهای رفتاری والدین یاد میگیرند. خانوادهای که خود درگیر استفاده بیرویه از تلفن همراه و فضای مجازی است، ناخواسته الگوی مشابهی برای فرزند خود ایجاد میکند. از این رو، تربیت پیش از آنکه در قالب گفتار شکل بگیرد، در رفتار روزمره خانواده تجلی پیدا میکند.
در نهایت، نقش خانواده در مواجهه با بازیهای رایانهای نه در حذف کامل و نه در پذیرش بیقید و شرط، بلکه در هدایت آگاهانه و همراهی تربیتی معنا پیدا میکند. گفتوگو با کودک، شناخت دنیای بازیهای او و تعیین حدود منطقی، میتواند این ابزار را از یک چالش تربیتی به یک فرصت یادگیری تبدیل کند.
نظرتان را درباره این مطلب بنویسید !
ارسال دیدگاه