BAMDADZAGROSONLINE.IR
کد خبر : 506542
شنبه 6 تیر 1405 ، 19:01

در روزهای اخیر، با نزدیک‌شدن به فصل امتحانات، بخشی از دانشجویان نسبت به تصمیم برخی دانشگاه‌ها برای برگزاری «امتحانات حضوری» پس از ماه‌ها «آموزش مجازی» اعتراض کرده‌اند و بر این باورند که وقتی آموزش در بستر مجازی انجام شده، آزمون نیز باید در همان بستر برگزار شود.

 بامداد زاگرس آنلاین - فرزین یار محمدی : این مطالبه، در نگاه نخست، واجد نوعی «ظاهرِ عدالت» است؛ اما عدالت، همیشه با «تشابهِ شکل» محقق نمی‌شود، بلکه با «تضمینِ حق» معنا می‌یابد. گاهی یکسان‌سازیِ روش، به تضعیفِ سنجش می‌انجامد و گاهی تفاوت در شیوه، به تقویتِ کیفیت منتهی می‌شود. مسئله فقط این نیست که کلاس چگونه برگزار شده؛ مسئله مهم‌تر آن است که دانش چگونه سنجیده می‌شود، مهارت چگونه ارزیابی می‌گردد و مدرک چگونه اعتبار می‌یابد.

واقعیت آن است که دانشگاه، صرفاً محل صدور گواهی نیست؛ کانون تولید توانایی است. اگر آموزش، به حضورِ بی‌حضور بدل شود و آزمون، به عبورِ بی‌ارزیابی، آنگاه دانشگاه از «نهادِ دانایی» به «اداره‌ی مدرک‌دهی» تنزل می‌یابد؛ و این همان نقطه‌ای است که باید با دقت، با درایت و با صراحت درباره آن سخن گفت.


در سال‌های اخیر، به دلایل گوناگون؛ از کرونا و جنگ گرفته تا ضعف زیرساخت‌های آموزشی، اختلال در تقویم دانشگاهی، کاهش انگیزه علمی و گسترش آموزش‌های غیرحضوری، بخشی از نظام دانشگاهی کشور با افتی محسوس مواجه شده است. این افت، تنها در نمره‌ها دیده نمی‌شود؛ در مهارت‌ها دیده می‌شود. تنها در کارنامه‌ها پیدا نیست؛ در کارآمدی‌ها پیدا است. امروز بسیاری از دانش‌آموختگان، مدرک دارند اما مهارت ندارند؛ عنوان دارند اما توان ندارند؛ سابقه تحصیل دارند اما سرمایه تخصص ندارند.


از همین منظر، نمی‌توان به سادگی گفت چون آموزش مجازی بوده، پس امتحان نیز الزاماً باید مجازی باشد. چنین استدلالی اگرچه در سطح «مطالبه‌گری دانشجویی» قابل فهم است، اما در سطح «سیاست‌گذاری آموزشی» کافی نیست. عدالت آموزشی یعنی هیچ دانشجویی به‌دلیل جنگ، بحران، فاصله، هزینه، بیماری، ناامنی مسیر یا ضعف زیرساخت، از حق آزمون محروم نشود؛ اما عدالت آموزشی به معنای فروکاستن آزمون به یک تشریفات سهل، ساده و بی‌ضمانت نیز نیست.


دانشگاه باید میان دو خطر، راه سوم را برگزیند: از یک‌سو نباید با تصمیم‌های خشک و دفعی، اضطراب و نارضایتی دانشجویان را نادیده بگیرد؛ از سوی دیگر نباید با عقب‌نشینی‌های مکرر، اعتبار سنجش علمی را قربانی مصلحت‌های مقطعی کند. نه «سخت‌گیریِ بی‌تدبیر» راه‌حل است، نه «سهل‌گیریِ بی‌تأثیر». نه می‌توان دانشجو را در شرایط خاص رها کرد، نه می‌توان استاندارد دانشگاه را به شرایط خاص واگذار نمود.


راه منصفانه آن است که دانشگاه‌ها، ضمن حفظ اصل برگزاری امتحانات معتبر، برای دانشجویان دارای شرایط خاص، مسیرهای جبرانی، زمان‌بندی منعطف، امکان انتقال حوزه امتحانی، تسهیلات رفت‌وآمد، مهلت اعتراض، آزمون جایگزین و سازوکارهای حمایتی پیش‌بینی کنند. این یعنی هم «حق دانشجو» دیده شود، هم «حرمت دانش» حفظ گردد. هم «واقعیت بحران» فهم شود، هم «اعتبار مدرک» فرونریزد.


دانشجویی که ماه‌ها آموزش مجازی دیده، حق دارد نسبت به کیفیت آموزش پرسش کند؛ حق دارد نسبت به نابرابری دسترسی‌ها اعتراض کند؛ حق دارد بگوید اینترنت، ابزار، آرامش روانی و فرصت یادگیری برای همه یکسان نبوده است. اما در مقابل، جامعه نیز حق دارد از دانشگاه بپرسد: خروجی این همه سال تحصیل چیست؟ مهندسِ بی‌محاسبه، پزشکِ بی‌مهارت، معلمِ بی‌مطالعه، مدیرِ بی‌دانش و کارشناسِ بی‌کارآمدی، محصول کدام سهل‌انگاری آموزشی است؟

اینجاست که بحث از یک امتحان فراتر می‌رود و به مسئله‌ای عمیق‌تر می‌رسد: «آینده تخصص در کشور». اگر امروز، آزمون‌ها را فقط برای عبور برگزار کنیم، فردا با فارغ‌التحصیلانی مواجه خواهیم شد که از آزمون گذشته‌اند، اما از مسئولیت برنیامده‌اند. جامعه، هزینه این ضعف را در بیمارستان، مدرسه، کارخانه، دادگاه، پروژه عمرانی و اداره عمومی پرداخت خواهد کرد؛ آن‌هم نه با نمره، بلکه با جان، مال، زمان و اعتماد مردم.


بنابراین، اصل گفت‌وگو باید از تقابل میان «دانشجو» و «دانشگاه» خارج شود. مسئله، دعوای حضوری و مجازی نیست؛ مسئله، نسبت میان «آموزش» و «ارزش» است. اگر آموزش مجازی، جدی، منظم، مستند و قابل اتکا بوده، آزمون حضوری می‌تواند ابزار سنجش نهایی باشد. اما اگر آموزش مجازی، پراکنده، ضعیف، ناپایدار و نابرابر بوده، دانشگاه موظف است پیش از آزمون، فرصت ترمیم آموزشی فراهم کند. سنجشِ بی‌آموزش، اجحاف است؛ اما مدرکِ بی‌سنجش، انحراف.
اعتراض دانشجویان را باید شنید، اما نباید هر اعتراض را الزاماً به سیاست درست تبدیل کرد. تصمیم دانشگاه را باید نقد کرد، اما نباید هر تصمیم سخت را الزاماً بی‌عدالتی دانست. عدالت، نه در مجازی‌بودن مطلق است، نه در حضوری‌بودن مطلق؛ عدالت در آن است که آموزش کافی، آزمون معتبر، شرایط منصفانه و خروجی قابل اعتماد باشد.


دانشگاه نه باید با سخت‌گیریِ بی‌رحمانه دانشجو را خسته کند، نه با آسان‌گیریِ بی‌حساب علم را بی‌ارزش کند. راه درست آن است که هم «حق دانشجو» حفظ شود، هم «اعتبار دانش» قربانی نشود.
در نهایت باید پذیرفت که دانشگاه اگر قرار است دانشگاه بماند، باید هم مهربان باشد، هم معیارمند؛ هم شنوا باشد، هم سنجش‌گر؛ هم شرایط بحرانی را بفهمد، هم استاندارد علمی را نفروشد. جامعه‌ای که امتحان را آسان می‌گیرد، فردا مسئولیت را سخت تجربه خواهد کرد. و نسلی که با مدرکِ آسان بالا می‌رود، در میدانِ عمل، دشوار زمین می‌خورد.
 

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید !

ارسال دیدگاه
ارسال نظر
captcha
آخرین اخبار
قاتلان زن ایذه ای با هوشیاری پلیس دستگیر شدند

قاتلان زن ایذه ای با هوشیاری پلیس دستگیر شدند

فرمانده انتظامی شهرستان ایذه از دستگیری عاملان ...
تحلیل ریسک انتخاب اشتباه

تحلیل ریسک انتخاب اشتباه

بعضی از مواقع ، مفهوم ریسک در جامعه با مفهوم ...
تحقق شعار سال "جهش تولید با مشارکت مردم" در روستاها

تحقق شعار سال "جهش تولید با مشارکت مردم" در روستاها

تحقق جهش تولید در سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی ...
نشست سران طوایف و متنفذین با پلیس ایذه

نشست سران طوایف و متنفذین با پلیس ایذه

فرمانده نیروی انتظامی ایذه از استمرار در ...