به گزارش بامداد زاگرس آنلاین، کیوان لطفی کارشناس رسانه در یادداشتی نوشت : ما گمان میکنیم از پنجره رسانهها فقط نگاه میکنیم، اما هر بار که آن را باز میکنیم، چیزی هم وارد خانه ذهن ما میشود؛ ترس، خشم، امید، اضطراب و احساساتی که همیشه از جنس واقعیت عریان نیستند؛ بلکه از قاببندیهایی میآیند که واقعیت را برای ما معنا میکنند.
به همین دلیل، مصرف اخبار فقط یک عادت رسانهای نیست؛ *گاهی پیش از آنکه ما خبر را مصرف کنیم، خبر، توجه و ذهن ما را مصرف کرده است.
خبر، فقط خبر نیست. هر خبر، روایتی از واقعیت است و هر روایت، علاوه بر آنکه چیزی را به ما نشان میدهد، چیزهایی را نیز از قاب نگاه ما بیرون میگذارد. در روزهای بحران، این مسئله پیچیدهتر میشود؛ زیرا نبرد فقط در میدان جریان ندارد، بخشی از آن بر سر توجه، احساس و تفسیر مخاطب نیز شکل میگیرد.
مسئله امروز فقط ندانستن نیست؛ مسئله، بیش از اندازه در معرض بودن است.
بسیاری از ما تصور میکنیم با دنبال کردن مداوم خبرها، به فهم بیشتری از جهان میرسیم؛ *اما گاهی آنچه به دست میآوریم، نه فهم بیشتر، که فرسودگی بیشتر است.* بخشی از توجه، آرامش و توان روانی ما در جریانی بیپایان مصرف میشود؛ جریانی که گویی برای ایستادن ساخته نشده است.
در روزهای بحران، پیش از آنکه شهرها فرسوده شوند، ذهنها فرسوده میشوند. آنچه فرو میریزد، همیشه آوار ساختمانها نیست؛ گاهی آستانه تابآوری انسانهایی است که رنجی جمعی را به تنهایی حمل میکنند.
در ستایش بیخبری، ستایش ناآگاهی نیست. سخن از لحظهای است که انسان برای حفظ توان دیدن، اندکی فاصله میگیرد؛ پنجره را برای مدتی میبندد، نه چون جهان را انکار میکند، بلکه چون میخواهد خانه ذهنش همچنان جای ماندن باشد.
همه پنجرهها برای همیشه باز نمیمانند. بعضی را باید گاهی بست؛ نه برای آنکه جهان را نبینیم، بلکه برای آنکه توان دیدنش را از دست ندهیم.
نظرتان را درباره این مطلب بنویسید !
ارسال دیدگاه