به گزارش بامداد زاگرس آنلاین- علی میرزا صالحی فعال اجتماعی در یادداشتی که در اختیار بامداد زاگرس قرارداده به تحلیل سخنان آیتالله جوادی آملی درباره عدالت، اقتصاد و حکمرانی پرداخته است : این یادداشت را درادامه بخوانید :
انسان، در امور پیچیده و فراتر از توان تشخیص فردی خود، همواره به مرجع یا مرجعیت نیاز داشته است و همواره بنا به مقتضیات نیازش به آنها رجوع کرده است، مهمتر از این، هنگامی بوده که مرجعیت خود به میدان آمده و ایفای نقش نموده است، به عنوان نمونه می توان از روحانیت، روشنفکران، روان شناسان و سلبریتی ها در کنار هوش مصنوعی و رسانه ها به عنوان مرجعیت جامعه در شرایط فعلی نام بردمرجعیت زمانی زنده است که تنها پاسخ گوی پرسش ها نباشد، بلکه نسبت به مسائل زمانه نیز حساس و مسئول باشد.
این مرجع عالیقدر، روشن ضمیر و زمان شناس سخن خود را از یک مسئله دینی و آشنا آغاز میکند و می فرماید:برای باران همیشه ضجه و دعا لازم نیست گاهی عدالت دستگاه قضا برای جامعه نافعتر است. اینجا هوشمندانه یک جا به جایی معنایی صورت میدهد:
از آسمان به زمین،از طلب باران به اصلاح رفتار انسان و از دعا به عدالت.
در ادامه ایشان قوه قضائیه را در برابر مسئلهای به نام عدالت قرار میدهد، عدالتی که اجرای آن از جمله وظایف این قوه است، موضوعی که ریشههای اقتصادی و اجرایی دارد در واقع اینجا مرجعیت یک نقش اجتماعی تازه پیدا میکند و آن: نمایندگی اخلاقی رنج بخشی از جامعه که از امکان نمایندگی موثر سیاسی یا رسانهای برخوردار نیست
بنابراین نهیب آیتالله جوادی آملی را نباید تنها اعتراض به قوه قضائیه و مجریه در خصوص گرانی ارز خواند، باید این سخن ایشان را دعوت به بازگرداندن عدالت به مرکز معنایی و تصمیم گیری حکمرانی بدانیم.
این حرکت آیت الله جوادی آملی را به راستی می توان نمونه ای از احیای مرجعیت دانست، آنهم نه در افزایش قدرت سیاسی، بلکه در بازگشت قدرت تشخیص، شجاعت اخلاقی، شهامت سخن گفتن، مسئولیت اجتماعی در برابر قدرت حکمرانی و اهمیت اجرای عدالت اقتصادی.
در واقع اینجا مرجعیت، صدای رنجی شده است که بی صدا مانده، و او آن را از حجره خلوت علم و تدریس به حنجره جامعه و به عرصه عمومی و مسئولیت اجتماعی آورده است تا در یک آزمون سخت مرجعیت، سکوت را به فریاد برساند زیرا اگر رنج جامعه، سکوت مرجعیت را به فریاد نکشد، دیر یا زود اصل مرجعیت را در ذهن جامعه به پرسش خواهد کشید که:
اگر مرجعیت در برابر رنج روشن مردم سکوت کند، جامعه به چه کسی و برای چه چیزی باید رجوع کند؟
اوج سخن آیت الله جوادی آملی، اینجاست که ظاهر سخن او درباره باران است ولی نقطه کانونی سخن ایشان، اصلاح رفتار انسان و حکمرانی است. وی میان یک واقعیت اقتصادی و تعمد در گران کردن تفکیک میگذارد و همگان را متوجه رفتار نادرست می کند و خود به عنوان یک مرجع وارد عرصه اخلاق اقتصادی میشود و گران کردن را به عنوان یک رفتار عامدانه و ناعادلانه، فریاد می زند. زیرا ایشان به خوبی درک کرده است که شرایط امروز جامعه فقط محصول تصمیم های امروز نیست، گاه فرزند سکوت های دیروز است. به نظر می رسد این حرکت ایشان را جز، احیای مرجعیت، چه می توان نامید؟
احیای مرجعیت را نمی شود با افزایش تعداد فتوا ها رقم زد، احیا، نیازمند استقلال، شجاعت، عدالت، فهم زمانه و قدرت تشخیص و ورود به موضوعات مبتلابه جامعه است و باید از پاسخ گویی صرف به مسائل فردی، به فهم مسائل اجتماعی و تمدنی برسد. و این شاید همان فقه پویای شیعه باشد.
امروزه ترکیبی از این مراجع یعنی روحانیت، روشنفکران، روان شناسان و سلبریتی ها در کنار هوش مصنوعی و رسانه ها به عنوان مرجع جامعه عمل می کنند. آینده مرجعیت یا قدرت و اعتبار مرجعیت در این ترکیب، از آن گروهی خواهد بود که بتوانند بهترین و بیشترین پاسخ ها را به نیازهای جامعه بدهند.
هوش مصنوعی با شتابی کم سابقه در حال تبدیل شدن به یکی از مراجع جدید پاسخ گویی و پردازش معنا در جامعه است، با اعتبار و گسترشی روزافزون، قدرت رسانه ای و تبدیل شدن به مرکز معنایی چالشی دیگر است در این ترکیب
در همین راستا می توان گفت این حرکت آیتالله جوادی آملی، مرجعیت در سایه را در حکمرانی به مرجعیت در میدان آورده است و این می تواند نگاه جامعه را به مرجعیت، عقلانی تر و همدلانه تر نماید و در ارتقاء کیفیت مرجعیت روحانیت در این ترکیب گامی موثر و بلند باشد. البته اگر با قدرت همچنان فاصله خود را حفظ کند، اما از رنج جامعه فاصله نگیرد، قدرت را معیار قرار ندهد، بلکه قدرت را با معیار عدالت بسنجد. به گمانم معنای حقیقی هجرت از حجره به حنجره همین باشد: مرجعیت از جایگاه مرجعیت به مسئولیت مرجعیت بازگردد، رنج جامعه دیده شود و آنجا که عدالت اقتضا میکند، سکوت را به فریاد برساند.
نظرتان را درباره این مطلب بنویسید !
ارسال دیدگاه